rummages

[ایالات متحده]/ˈrʌmɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈrʌmɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل جستجو در چیزی
v. به طور آشفته ای در چیزی جستجو کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rummages through

در جستجوی

rummages around

جستجو در اطراف

rummages in

جستجو در داخل

rummages out

بیرون آوردن

rummages up

جستجو در بالا

rummages through drawers

جستجو در کشوها

rummages through bags

جستجو در کیف‌ها

rummages for treasures

جستجو برای گنج‌ها

rummages through clothes

جستجو در لباس‌ها

rummages through boxes

جستجو در جعبه‌ها

جملات نمونه

she rummages through the old boxes in the attic.

او در میان جعبه‌های قدیمی در زیرزمین جستجو می‌کند.

he rummages around for his lost keys.

او به دنبال کلیدهای گم‌شده‌اش در اطراف جستجو می‌کند.

the dog rummages through the trash can.

سگ در سطل زباله جستجو می‌کند.

she rummages through her purse for some change.

او در کیف خود به دنبال کمی سکه می‌گردد.

he rummages through the library for a good book.

او در کتابخانه به دنبال یک کتاب خوب می‌گردد.

the children rummage through the toy box.

کودکان در میان جعبه اسباب‌بازی‌ها جستجو می‌کنند.

she rummages through her closet for a dress.

او در میان کمد لباس‌هایش به دنبال لباس می‌گردد.

he rummages through his old photographs.

او در میان عکس‌های قدیمی خود جستجو می‌کند.

the archaeologist rummages through the dig site.

باستان‌شناس در محل حفاری جستجو می‌کند.

she often rummages through thrift stores for unique finds.

او اغلب در مغازه‌های دست دوم به دنبال چیزهای خاص می‌گردد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید