tidies

[ایالات متحده]/ˈtaɪdiz/
[بریتانیا]/ˈtaɪdiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مرتب و منظم می‌کند؛ در ترتیب قرار می‌دهد؛ سازماندهی می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

she tidies up

او آن را مرتب می‌کند

he tidies things

او وسایل را مرتب می‌کند

tidies the room

اتاق را مرتب می‌کند

always tidies away

همیشه مرتب می‌کند

quickly tidies mess

سریعاً آشفتگی را مرتب می‌کند

tidies up toys

اسباب‌بازی‌ها را مرتب می‌کند

tidies her desk

میز خود را مرتب می‌کند

tidies his space

فضای خود را مرتب می‌کند

tidies the kitchen

آشپزخانه را مرتب می‌کند

tidies after guests

بعد از مهمان‌ها مرتب می‌کند

جملات نمونه

she tidies her room every saturday.

او هر شنبه اتاق خود را مرتب می‌کند.

he tidies up after the party.

او بعد از مهمانی مرتب می‌کند.

the teacher tidies the classroom before the students arrive.

معلم کلاس درس را قبل از ورود دانش آموزان مرتب می‌کند.

my mother always tidies the kitchen after dinner.

مادرم همیشه بعد از شام آشپزخانه را مرتب می‌کند.

she tidies her desk at the end of each day.

او میز خود را در پایان هر روز مرتب می‌کند.

he tidies his clothes before going out.

او لباس‌های خود را قبل از بیرون رفتن مرتب می‌کند.

she tidies up the living room every morning.

او هر روز صبح اتاق نشیمن را مرتب می‌کند.

he tidies his notes before the exam.

او قبل از امتحان یادداشت‌های خود را مرتب می‌کند.

the kids tidy their toys after playing.

بچه‌ها اسباب‌بازی‌های خود را بعد از بازی مرتب می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید