rumormonger

[ایالات متحده]/ˈrʊə.mʌŋ.ɡə/
[بریتانیا]/ˈruːrˌmʌŋ.ɡər/

ترجمه

n. کسی که شایعات را پخش می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

rumormonger alert

هشدار انتشار شایعات

rumormonger tactics

تاکتیک‌های انتشار شایعات

rumormonger behavior

رفتار انتشار شایعات

rumormonger network

شبکه انتشار شایعات

rumormonger culture

فرهنگ انتشار شایعات

rumormonger influence

نفوذ انتشار شایعات

rumormonger reputation

شهرت انتشار شایعات

rumormonger claims

ادعاهای انتشار شایعات

rumormonger stories

داستان‌های انتشار شایعات

جملات نمونه

the rumormonger spread false information about the company.

گمانه‌‌پراکنی‌کننده اطلاعات نادرست در مورد شرکت منتشر کرد.

it's best to ignore the rumormonger at the office.

بهتر است شایعه‌ساز را در محل کار نادیده بگیرید.

she was labeled a rumormonger after sharing gossip.

بعد از انتشار شایعات، او به عنوان شایعه‌ساز شناخته شد.

the community was divided by the actions of the rumormonger.

اقدامات شایعه‌ساز جامعه را به دو بخش تقسیم کرد.

to maintain peace, we should avoid the rumormonger.

برای حفظ صلح، باید از شایعه‌ساز اجتناب کنیم.

rumormongers often thrive in uncertain situations.

شایعه‌سازان اغلب در شرایط نامطمئن رونق می‌یابند.

the politician accused his opponent of being a rumormonger.

سیاستمدار حریف خود را به شایعه‌سازی متهم کرد.

everyone knows that the local rumormonger can't be trusted.

همه می‌دانند که شایعه‌ساز محلی قابل اعتماد نیست.

her reputation suffered because of the rumormonger.

به دلیل شایعه‌ساز، شهرت او آسیب دید.

being a rumormonger can lead to social isolation.

شایعه‌سازی می‌تواند منجر به انزوا شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید