rupture

[ایالات متحده]/ˈrʌptʃə(r)/
[بریتانیا]/ˈrʌptʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شکست یا جدایی؛ فتق
vi. شکستن؛ توسعه فتق
vt. باعث شکستن شدن؛ قطع کردن؛ توسعه فتق
Word Forms
شکل سوم شخص مفردruptures
صفت یا فعل حال استمراریrupturing
قسمت سوم فعلruptured
زمان گذشتهruptured
جمعruptures

عبارات و ترکیب‌ها

ruptured blood vessel

پارگی رگ خونی

ruptured appendix

پارگی آپاندیس

rupture strength

مقاومت در برابر پارگی

creep rupture

پارگی خزنده

rupture of membranes

پارگی غشاها

tendon rupture

پارگی تاندون

fatigue rupture

پارگی ناشی از خستگی

modulus of rupture

مدول شکست

stress rupture

پارگی ناشی از تنش

rupture disk

دیسک پارگی

جملات نمونه

if the main artery ruptures he could die.

اگر شریان اصلی پاره شود، ممکن است بمیرد.

the impact ruptured both fuel tanks.

ضربه باعث پارگی هر دو باک سوخت شد.

the rupture with his father would never be healed.

پارگی با پدرش هرگز بهبود نخواهد یافت.

The salpinx interstitial pegnancy without rupture was hard to definitely diagnsoe.

تشخیص بارداری دهانی بدون پارگی در لوله فالوپ دشوار بود.

The rupture of a blood vessel usually cause the mark of a bruise.

پارگی یک رگ خونی معمولاً باعث ایجاد کبودی می‌شود.

once trust and confidence has been ruptured it can be difficult to regain.

هنگامی که اعتماد و اطمینان از بین رفت، بازیابی آن دشوار است.

Marxian's thought is ideological problematique of theory of humanitarianism before "rupture".

تفکر مارکسیستی یک مسئله ایدئولوژیک در نظریه بشردوستانه قبل از "گسست" است.

2 Seismotectonic map of the Tengchong-Jinghong newly-generated rupture zone.

2 نقشه زلزله تکتونیکی منطقه شکستگی جدید التاسیس تنگچونگ-جینگ هونگ.

one of the boys was ruptured and needed to be fitted with a truss.

یکی از پسرها دچار پارگی شده بود و نیاز به استفاده از یک تروس داشت.

When the miracle of metamorphosis is complete, the eclosing, or rupture of a chrysalid, is one of nature's most sublime moments.

زمانی که معجزه метаморфоза کامل می شود، خروج یا شکستن یک کریستال، یکی از باشکوه‌ترین لحظات طبیعت است.

Rupture zone controls the North-South differences of cenozoic diastrophism and present lithosphere movement of Fujian Province.

منطقه گسل، تفاوت‌های شمال-جنوب دیاستروزی سنوزوئیک و حرکت فعلی لیتوسفر استان فوجیان را کنترل می‌کند.

Heat treated boards display a reduced modulus of rupture and an increase in dustiness.

تخته‌های حرارت‌دیده دارای مدول خمشی کاهش یافته و افزایش گرد و غبار هستند.

It can cause severe complications, such as brain ischemia or cervical hematorrhea incurred by rupture of aneurysm.

این می‌تواند باعث عوارض جدی شود، مانند ایسکمی مغزی یا هماتوره گردنی ناشی از پارگی آنوریسم.

Fracture surface was flat in macrographic view,but dimpled rupture was observed in micrographic view.

سطح شکست در نمای ماکروسکوپی صاف بود، اما در نمای میکروسکوپی پارگی فرورفته مشاهده شد.

Rupture disks relieve overpressure in cylinders that may result from an external fire or from overfilling.

صفحه های پارگی فشار بیش از حد را در سیلندرها که ممکن است ناشی از آتش سوزی خارجی یا پر شدن بیش از حد باشد، کاهش می دهند.

Conclusion:Patients with special pneumohemothorax caused by pulmonary bulla ruptured sho...

نتیجه‌گیری: بیماران با پنوموتوراکس هموراژیک خاص ناشی از پارگی بولای ریوی...

Objective:To study surgical treatment of special pneumohemothorax caused by ruptured bullae of lung.

هدف: مطالعه درمان جراحی پنوموتوراکس هموراژیک خاص ناشی از پارگی حباب‌های ریه.

Insulator rupture has no effect on the tower component of the upper crossarm, but it has a significant influence on insulator tension of the upper crossarm.

شكستگی عایق تاثیری بر جزء مربوط به برج بازوی بالایی ندارد، اما تأثیر قابل توجهی بر کشش عایق بازوی بالایی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید