salads

[ایالات متحده]/ˈsælədz/
[بریتانیا]/ˈsælədz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرف سبزیجات، معمولاً با سس، سرو شده سرد؛ ظرف مخلوط با گوشت، ماهی یا پنیر؛ سبزیجات برگدار استفاده شده در سالادها، به ویژه کاهو

عبارات و ترکیب‌ها

green salads

سالادهای سبز

fruit salads

سالادهای میوه

pasta salads

سالاد پاستا

chicken salads

سالاد مرغ

caesar salads

سالاد سزار

side salads

سالادهای کنار

dinner salads

سالادهای شام

garden salads

سالادهای باغ

potato salads

سالاد سیب زمینی

simple salads

سالادهای ساده

جملات نمونه

salads can be a healthy meal option.

سالادها می‌توانند یک گزینه غذایی سالم باشند.

many people enjoy salads during the summer.

بسیاری از مردم از خوردن سالاد در طول تابستان لذت می‌برند.

she added fresh vegetables to her salads.

او سبزیجات تازه به سالادهای خود اضافه کرد.

salads are often served as a side dish.

سالادها اغلب به عنوان غذای جانبی سرو می‌شوند.

he prefers caesar salads over other types.

او ترجیح می‌دهد سالاد سزار را بر انواع دیگر بپزد.

salads can be customized with various dressings.

می‌توان سالادها را با انواع سس‌ها سفارشی کرد.

eating salads regularly can improve your health.

خوردن منظم سالاد می‌تواند سلامت شما را بهبود بخشد.

she prepared a variety of salads for the party.

او انواع سالادها را برای مهمانی آماده کرد.

salads are a great way to incorporate more greens into your diet.

سالادها راهی عالی برای افزودن سبزیجات بیشتر به رژیم غذایی شما هستند.

he likes to experiment with different salads every week.

او دوست دارد هر هفته با انواع مختلف سالادها آزمایش کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید