salutary

[ایالات متحده]/ˈsæljətri/
[بریتانیا]/ˈsæljəteri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مفید، مساعد برای سلامت، کارآمد

عبارات و ترکیب‌ها

salutary effect

اثر مفید

salutary impact

تاثیر مفید

جملات نمونه

the salutary Atlantic air.

هواى سالم بخش اطلس

a salutary fear alloyed their admiration.

ترس مفید، تحسین آنها را با خود همراه کرد.

The team’s defeat is a salutary warning before the World Cup.

شکست تیم یک هشدار آموزنده قبل از جام جهانی است.

Objectives To investigate the climatic salutary factors in Dujiangyan salutarium.

اهداف: بررسی عوامل سالم بخش اقلیمی در سالتاریوم دوجیانگ.

it failed to draw salutary lessons from Britain's loss of its colonies.

آن نتوانست درس های آموزنده ای از دست دادن مستعمرات بریتانیا بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید