salvaged

[ایالات متحده]/ˈsæl.vɪdʒd/
[بریتانیا]/ˈsæl.vɪdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نجات دادن (چیزی) از نابودی (مانند آتش، غرق شدن کشتی)؛ دوباره استفاده کردن (چیزی)

عبارات و ترکیب‌ها

salvaged materials

مواد بازیافتی

salvaged goods

کالا‌های بازیافتی

salvaged items

اشیای بازیافتی

salvaged parts

قطعات بازیافتی

salvaged furniture

مبلمان بازیافتی

salvaged vehicles

وسایل نقلیه بازیافتی

salvaged assets

دارایی‌های بازیافتی

salvaged equipment

تجهیزات بازیافتی

salvaged treasures

گنجینه‌های بازیافتی

salvaged resources

منابع بازیافتی

جملات نمونه

the team salvaged the wreckage from the ocean.

تیم توانست بقایای کشتی را از اقیانوس نجات دهد.

he salvaged important documents from the fire.

او اسناد مهم را از آتش سوزی نجات داد.

the company salvaged its reputation after the scandal.

شرکت پس از رسوایی توانست وجهه خود را حفظ کند.

they salvaged what they could from the old building.

آنها هر آنچه که می توانستند را از ساختمان قدیمی نجات دادند.

we salvaged the data from the damaged hard drive.

ما داده ها را از هارد دیسک آسیب دیده نجات دادیم.

the artist salvaged materials for her new project.

هنرمند مواد لازم برای پروژه جدید خود را جمع آوری کرد.

after the storm, they salvaged their boat from the shore.

بعد از طوفان، آنها قایق خود را از ساحل نجات دادند.

he was able to salvage some of his old toys.

او توانست برخی از اسباب بازی های قدیمی خود را نجات دهد.

they managed to salvage the relationship after a rough patch.

آنها توانستند رابطه را پس از یک دوره سخت حفظ کنند.

the crew worked hard to salvage the ship.

خدمه سخت برای نجات کشتی تلاش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید