salvaged materials
مواد بازیافتی
salvaged goods
کالاهای بازیافتی
salvaged items
اشیای بازیافتی
salvaged parts
قطعات بازیافتی
salvaged furniture
مبلمان بازیافتی
salvaged vehicles
وسایل نقلیه بازیافتی
salvaged assets
داراییهای بازیافتی
salvaged equipment
تجهیزات بازیافتی
salvaged treasures
گنجینههای بازیافتی
salvaged resources
منابع بازیافتی
the team salvaged the wreckage from the ocean.
تیم توانست بقایای کشتی را از اقیانوس نجات دهد.
he salvaged important documents from the fire.
او اسناد مهم را از آتش سوزی نجات داد.
the company salvaged its reputation after the scandal.
شرکت پس از رسوایی توانست وجهه خود را حفظ کند.
they salvaged what they could from the old building.
آنها هر آنچه که می توانستند را از ساختمان قدیمی نجات دادند.
we salvaged the data from the damaged hard drive.
ما داده ها را از هارد دیسک آسیب دیده نجات دادیم.
the artist salvaged materials for her new project.
هنرمند مواد لازم برای پروژه جدید خود را جمع آوری کرد.
after the storm, they salvaged their boat from the shore.
بعد از طوفان، آنها قایق خود را از ساحل نجات دادند.
he was able to salvage some of his old toys.
او توانست برخی از اسباب بازی های قدیمی خود را نجات دهد.
they managed to salvage the relationship after a rough patch.
آنها توانستند رابطه را پس از یک دوره سخت حفظ کنند.
the crew worked hard to salvage the ship.
خدمه سخت برای نجات کشتی تلاش کردند.
salvaged materials
مواد بازیافتی
salvaged goods
کالاهای بازیافتی
salvaged items
اشیای بازیافتی
salvaged parts
قطعات بازیافتی
salvaged furniture
مبلمان بازیافتی
salvaged vehicles
وسایل نقلیه بازیافتی
salvaged assets
داراییهای بازیافتی
salvaged equipment
تجهیزات بازیافتی
salvaged treasures
گنجینههای بازیافتی
salvaged resources
منابع بازیافتی
the team salvaged the wreckage from the ocean.
تیم توانست بقایای کشتی را از اقیانوس نجات دهد.
he salvaged important documents from the fire.
او اسناد مهم را از آتش سوزی نجات داد.
the company salvaged its reputation after the scandal.
شرکت پس از رسوایی توانست وجهه خود را حفظ کند.
they salvaged what they could from the old building.
آنها هر آنچه که می توانستند را از ساختمان قدیمی نجات دادند.
we salvaged the data from the damaged hard drive.
ما داده ها را از هارد دیسک آسیب دیده نجات دادیم.
the artist salvaged materials for her new project.
هنرمند مواد لازم برای پروژه جدید خود را جمع آوری کرد.
after the storm, they salvaged their boat from the shore.
بعد از طوفان، آنها قایق خود را از ساحل نجات دادند.
he was able to salvage some of his old toys.
او توانست برخی از اسباب بازی های قدیمی خود را نجات دهد.
they managed to salvage the relationship after a rough patch.
آنها توانستند رابطه را پس از یک دوره سخت حفظ کنند.
the crew worked hard to salvage the ship.
خدمه سخت برای نجات کشتی تلاش کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید