salvation

[ایالات متحده]/sælˈveɪʃn/
[بریتانیا]/sælˈveɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. راهی برای نجات یا رهایی روح کسی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

salvation army

ارتش رستگاری

جملات نمونه

seek salvation through prayer

به دنبال رستگاری از طریق دعا

find salvation in helping others

رستگاری را در کمک به دیگران بیابید

the concept of salvation is central to many religions

مفهوم رستگاری برای بسیاری از ادیان محوری است

salvation can come in many forms

رستگاری می‌تواند به شکل‌های مختلفی حاصل شود

the preacher's message was about salvation

پیام واعظ در مورد رستگاری بود

she believed in the power of salvation

او به قدرت رستگاری باور داشت

salvation is often associated with redemption

رستگاری اغلب با رهایی همراه است

the idea of salvation gives people hope

ایده رستگاری به مردم امید می‌دهد

many people seek salvation in religion

بسیاری از مردم رستگاری را در دین می‌جویند

salvation is a recurring theme in literature

رستگاری یک مضمون تکراری در ادبیات است

نمونه‌های واقعی

And Ayerveda could be a salvation for my mom.

و آیوورودا می‌تواند ناجی مادرم باشد.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

Cooking has been my salvation. That's why I'm in the kitchen.

پختن نجات من بوده است. به همین دلیل من در آشپزخانه هستم.

منبع: CNN 10 Student English May 2020 Collection

That you actually got salvation from happiness.

اینکه شما در واقع از شادی نجات گرفتید.

منبع: BBC documentary "Civilization"

But for Dante to reach benevolent salvation, he must first find his way through Hell.

اما برای رسیدن دانته به رستگاری خیرخواهانه، ابتدا باید راه خود را از جهنم پیدا کند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

I almost forgot. I'd hate to deprive you of this. Salvation lies within.

تقریباً فراموش کردم. از اینکه شما را از این محروم کنم متاسفم. رستگاری درون است.

منبع: The Shawshank Redemption (Original Motion Picture Soundtrack)

We had staked our salvation on this one last gamble.

ما تمام رستگاری خود را به این آخرین قمار بسته بودیم.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

But salvation is on the horizon.

اما رستگاری در افق است.

منبع: Lion Mafia

They can also become salvation for those with short hairdos.

آنها همچنین می‌توانند ناجی کسانی با موهای کوتاه باشند.

منبع: Smart Life Encyclopedia

Vrba's extraordinary memory was his curse and a salvation.

حافظه فوق العاده وربا نفرین و نجات او بود.

منبع: The Economist (Summary)

But in Caravaggio's case, salvation doesn't come that easily.

اما در مورد کاراوگیو، رستگاری آنقدرها هم به آسانی حاصل نمی شود.

منبع: The Power of Art - Michelangelo da Caravaggio

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید