scalding

[ایالات متحده]/ˈskɔːldɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskɔːldɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار داغ؛ خشن
n. سوختگی ناشی از مایع داغ یا بخار
v. سوختن با مایع داغ یا بخار
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریscalding

عبارات و ترکیب‌ها

scalding hot water

آب بسیار داغ

scalding steam

بخار بسیار داغ

scalding pain

درد بسیار شدید

scalding liquid

مایع بسیار داغ

scalding temperature

دمای بسیار بالا

scalding burn

سوختگی شدید

scalding sensation

احساس سوزش شدید

scalding coffee

قهوه بسیار داغ

scalding hot tea

چای بسیار داغ

جملات نمونه

a scalding tirade of abuse.

یک سخنرانی سوزاننده و توهین‌آمیز.

a scalding review of the play.

یک بررسی سوزاننده از نمایش.

she took a sip of scalding tea.

او جرعه‌ای از چای سوزاننده نوشید.

she fought to stave off the hot tears scalding her eyes.

او برای جلوگیری از جاری شدن اشک‌های سوزاننده در چشمانش جنگید.

Her eyes were blinded by scalding tears.

چشمانش کور کننده اشک‌های سوزاننده بود.

the kettle boiled and spurted scalding water everywhere.

کتل جوشید و آب سوزاننده همه جا پاشید.

The result demonstrated that scalding is not beneficial for storag e of fresh-cut taros.

نتیجه نشان داد که جوشاندن برای نگهداری تاروهای تازه مزایایی ندارد.

Horizontal Scadder N Depilating Machinery : This scalder and Dehairer is combination for mid to small scale poultry processing , It is used for,chickens,ducks and gooses scalding and depilating.

ماشین آلات پوست‌گیری و پرکنی افقی Scadder N: این دستگاه پوست‌کنی و پرکنی برای فرآوری طیور در مقیاس متوسط ​​تا کوچک ترکیبی است، برای آب‌کشی و پرکنی مرغ، اردک و غاز استفاده می‌شود.

نمونه‌های واقعی

This sends the scalding liquid directly into the throat.

این مایع سوزاننده مستقیماً وارد گلو می‌شود.

منبع: VOA Special October 2016 Collection

Then Mr. Schindler came rushing down the stairs like a scalding cat.

سپس آقای شیندلر مانند یک گربه سوزاننده با عجله از پله‌ها پایین آمد.

منبع: Beethoven lives upstairs from me.

Then, as the customers in the shop held their breath, he took a scalding bite.

سپس، همانطور که مشتریان در مغازه نفس خود را حبس کرده بودند، او یک گاز سوزاننده برداشت.

منبع: Crazy Element City

That’s hot enough for a serious scalding, and prolonged exposure to those temperatures can lead to heatstroke.

این به اندازه کافی گرم است که باعث سوختگی جدی شود و قرار گرفتن طولانی مدت در آن دماها می‌تواند منجر به گرمازدگی شود.

منبع: Fuzzy & Nutty

There's hell, there's darkness, there is the sulphurous pit, burning scalding, stench, consumption; fie, fie, fie, pain, pain!

جهنم وجود دارد، تاریکی وجود دارد، چاه گوگردی وجود دارد، سوزاندن سوزان، بوی بد، مصرف؛ نه، نه، نه، درد، درد!

منبع: Brave New World

I told you to keep the water warm, not scalding.

به شما گفتم آب را گرم نگه دارید، نه سوزاننده.

منبع: Why Women Kill Season 2

" Wee, wee, wee! Yock yock" ! said Robinson, scalding his nose.

« وی، وی، وی! یوک یوک! » گفت رابینسون، بینی‌اش را سوزاند.

منبع: Peter Rabbit and His Friends (Part 2)

It had selected the Adams family for its scaldings; no question.

این خانواده آدامز را برای سوختگی‌های خود انتخاب کرده بود؛ سوالی نیست.

منبع: Lonely Heart (Part 2)

When she took them away, her palms were wet with scalding tears.

وقتی آنها را با خود برد، کف دست‌هایش خیس اشک سوزان بود.

منبع: South and North (Middle)

We talked about hot, " scalding" and " scorching" , they're not quite the same.

منبع: Engvid-James Course Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید