| صفت یا فعل حال استمراری | scorching |
scorching heat
گرماي سوزان
scorching sun
خورشید سوزان
scorching desert
بیابان سوزان
scorching temperature
دمای سوزان
scorching summer day
روز داغ تابستان
scorching hot weather
هوای بسیار گرم
scorching pavement
کف آسفالت سوزان
the scorching July sun.
خورشید سوزان ماه جولای
He was dizzy with the scorching sun.
او با آفتاب سوزان سرگیجه داشت.
she set a scorching pace.
او با سرعت سوزاننده ای پیش رفت.
It was scorching hot.
بسیار داغ بود.
Seville is scorching in high summer.
سویا در اوج تابستان بسیار داغ است.
a sports car scorching along the expressway.
یک اتوی اسپرت که با سرعت زیاد در امتداد اتوبان حرکت می کرد.
Summer pours scorching sunlight into the valleys.
تابستان نور خورشید سوزان را به دره ها می ریزد.
Peasants are busy weeding under the scorching sun.
دهقانان در حال از بین بردن علف های هرز زیر آفتاب سوزان هستند.
Jack showed his dislike plainly in scorching satire.
جک نفرت خود را به وضوح در انتقادات تند نشان داد.
I kept standing in the scorching sun for a long time,till I fainted.
من مدت طولانی در آفتاب سوزان ایستاده بودم تا از هوش رفتم.
AFTER 18 months of sunny skies and scorching heat, crops are shrivelling, lawns are crisping and lakes are drying up.
پس از 18 ماه آسمان آفتابی و گرمای شدید، محصولات پژمرده می شوند، چمن ها ترد می شوند و دریاچه ها خشک می شوند.
scorching heat
گرماي سوزان
scorching sun
خورشید سوزان
scorching desert
بیابان سوزان
scorching temperature
دمای سوزان
scorching summer day
روز داغ تابستان
scorching hot weather
هوای بسیار گرم
scorching pavement
کف آسفالت سوزان
the scorching July sun.
خورشید سوزان ماه جولای
He was dizzy with the scorching sun.
او با آفتاب سوزان سرگیجه داشت.
she set a scorching pace.
او با سرعت سوزاننده ای پیش رفت.
It was scorching hot.
بسیار داغ بود.
Seville is scorching in high summer.
سویا در اوج تابستان بسیار داغ است.
a sports car scorching along the expressway.
یک اتوی اسپرت که با سرعت زیاد در امتداد اتوبان حرکت می کرد.
Summer pours scorching sunlight into the valleys.
تابستان نور خورشید سوزان را به دره ها می ریزد.
Peasants are busy weeding under the scorching sun.
دهقانان در حال از بین بردن علف های هرز زیر آفتاب سوزان هستند.
Jack showed his dislike plainly in scorching satire.
جک نفرت خود را به وضوح در انتقادات تند نشان داد.
I kept standing in the scorching sun for a long time,till I fainted.
من مدت طولانی در آفتاب سوزان ایستاده بودم تا از هوش رفتم.
AFTER 18 months of sunny skies and scorching heat, crops are shrivelling, lawns are crisping and lakes are drying up.
پس از 18 ماه آسمان آفتابی و گرمای شدید، محصولات پژمرده می شوند، چمن ها ترد می شوند و دریاچه ها خشک می شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید