scavenging

[ایالات متحده]/'skævɪndʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند یا عمل جستجو و جمع‌آوری زباله یا مواد دور ریخته‌شده.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریscavenging

عبارات و ترکیب‌ها

scavenging process

فرآیند جمع‌آوری

جملات نمونه

The seaside fish market is a ready food supply for scavenging seabirds.

بازار ماهی کنار دریا منبع غذایی آماده برای پرندگان دریایی جمع‌آورنده است.

the mink is still commonly seen scavenging the beaches of California.

نماد در حال حاضر معمولاً در حال جمع آوری زباله از سواحل کالیفرنیا دیده می شود.

The article studied the extracting method of fucoidin from kelp and influences of factors on its free radical scavenging activity.

این مقاله روش استخراج فوکوییدین از جلبک و تأثیر عوامل بر فعالیت پاک‌کنندگی رادیکال آزاد آن را مطالعه کرد.

Compund polymer with alumium polychloride and ferrous polysulfate as its main ingredients was used as water scavenging agent in the treatment of dye-house waste water.

پلیمر ترکیبی با پلی کلرید آلومینیوم و پلی سولفات فروس به عنوان مواد اصلی به عنوان عامل جمع آوری آب در تصفیه فاضلاب خانه رنگرزی استفاده شد.

Method: To determine the DPPH free radical scavenging activity and assay of four bioactive components: baicalin, baicalein, wogonin and wogonin 7 O glucuronide by HPLC.

روش: برای تعیین فعالیت DPPH رادیکال پاک‌کننده آزاد و آزمایش چهار جزء زیوفعال: باکالین، باکالئین، وogonin و wogonin 7 O گلوکوروئید با استفاده از HPLC.

The scavenging hyenas roamed the savanna in search of food.

هیه‌های جمع‌آورنده در جستجوی غذا در ساوانا پرسه می‌زدند.

Ravens are known for their scavenging behavior, often feeding on carrion.

کلاغ‌ها به دلیل رفتار جمع‌آوری‌شان شناخته شده‌اند و اغلب از گوشت حیوانات مرده تغذیه می‌کنند.

Scavenging birds play a crucial role in the ecosystem by cleaning up dead animals.

پرندگان جمع‌آورنده با پاکسازی حیوانات مرده نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

Vultures are expert scavengers, able to detect carcasses from great distances.

گوشه‌گیرها جمع‌آورنده‌های ماهر هستند و می‌توانند جسدها را از فواصل زیاد تشخیص دهند.

Some animals have adapted to a scavenging lifestyle to survive in harsh environments.

برخی از حیوانات برای زنده ماندن در محیط‌های سخت به یک سبک زندگی جمع‌آوری‌کننده سازگار شده‌اند.

Scavenging insects like beetles and flies help decompose organic matter in the environment.

حشرات جمع‌آورنده مانند حشرات و مگس‌ها به تجزیه مواد آلی در محیط زیست کمک می‌کنند.

The raccoon is a skilled scavenger, able to open trash cans to find food.

راکون یک جمع‌آورنده ماهر است و می‌تواند سطل‌های زباله را برای یافتن غذا باز کند.

In urban areas, scavenging animals like rats thrive on human waste.

در مناطق شهری، حیوانات جمع‌آورنده مانند موش‌ها از زباله‌های انسانی تغذیه می‌کنند.

Scavenging behavior can help recycle nutrients in the ecosystem.

رفتار جمع‌آوری‌کننده می‌تواند به بازیافت مواد مغذی در اکوسیستم کمک کند.

Crows are often seen scavenging for food in parks and cities.

اغلب کلاغ‌ها در حال جمع‌آوری غذا در پارک‌ها و شهرها دیده می‌شوند.

نمونه‌های واقعی

The wave of mud engulfed scores of freelance miners scavenging the area.

امواج گل و لای، تعداد زیادی از ماینرهای آزادکار را که در حال جمع آوری در این منطقه بودند، در بر گرفت.

منبع: PBS English News

I don't know. In these times right now, people are scavenging to pay their bills.

من نمی دانم. در این زمان ها، مردم برای پرداخت قبض های خود در حال جمع آوری هستند.

منبع: VOA Standard English_Americas

Solitary scavenging is the most effective way to survive.

جمع آوری تنهایی، موثرترین راه برای زنده ماندن است.

منبع: Nordic Wild Style Chronicles

In Accra, Amoah was quickly reduced to scavenging and begging.

در آکرا، آمواه به سرعت به جمع آوری و گدایی کاهش یافت.

منبع: The Guardian (Article Version)

Some might be perfect for scavenging construction materials from drifting asteroids.

برخی ممکن است برای جمع آوری مصالح ساختمانی از سیارک های سرگردان مناسب باشند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

A video camera also saw shrimp-like creatures called amphipods busy scavenging.

یک دوربین فیلمبرداری نیز موجوداتی شبیه میگو به نام آمفیپود را در حال جمع آوری دید.

منبع: Scientific American March 2013 Collection

I have doubled my battery life by scavenging Rover 1.

من با جمع آوری روور 1، عمر باتری خود را دو برابر کرده ام.

منبع: The Martian Original Soundtrack

And children, curious or just scavenging for scrap metal, are often among the victims.

و کودکان، کنجکاو یا صرفاً در حال جمع آوری ضایعات فلز، اغلب در میان قربانیان هستند.

منبع: VOA Standard English - Asia

In the past, dinosaur researchers believed small, scavenging mammals might have eaten dead dinosaurs.

در گذشته، محققان دایناسورها معتقد بودند که پستانداران کوچک جمع کننده ممکن است دایناسورهای مرده را خورده باشند.

منبع: VOA Slow English Technology

They may have hung around the camps of early native people, scavenging the scraps.

آنها ممکن است در اطراف اردوگاه های مردم بومی اولیه، جمع آوری ضایعات، حضور داشته باشند.

منبع: Mammoth's Journey to the City - Wild New World

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید