scorchings

[ایالات متحده]/[ˈsɔːtʃɪŋz]/
[بریتانیا]/[ˈsɔːrtʃɪŋz]/

ترجمه

n. عمل سوزاندن؛ سوختگی؛ حالت سوختن؛ مناطقی که سوخته‌اند.

جملات نمونه

the desert sun brought scorchings heat to the sand.

خورشید صحرا باعث گرمای شدیدی به ریگ شد.

we felt the scorchings glare of the afternoon sun.

ما نور شدید خورشید عصر را حس می کردیم.

the fire left scorchings marks on the wooden fence.

نار گوشه های سوزیده ای روی سرپیچ چوبی گذاشت.

despite the scorchings conditions, the marathon continued.

هر چند که شرایط سوزاننده بود، ماراфон ادامه یافت.

the engine suffered from scorchings temperatures during the race.

موتور در حین رقابت از دمای سوزاننده رنج می برد.

the chef warned of scorchings pans after frying the potatoes.

شکیف پس از پختن سیب زمینی هشدار داد که قابلمه ها سوزیده شده اند.

the scorchings wind whipped across the barren landscape.

باد سوزاننده از روی دشت خالی می گذشت.

the athlete endured scorchings pain after the injury.

ورزشکار درد سوزاننده ای پس از زخم تحمل کرد.

the metal surface had scorchings patches from the welding.

سطح فلزی دارای گوشه های سوزیده از جوشکاری بود.

the scorchings rays of the sun dried the laundry quickly.

نور شدید خورشید لباس را سریع خشک کرد.

the hikers sought shade to escape the scorchings afternoon.

پیاده رویان به دنبال سایه ای بودند تا از عصر سوزاننده فرار کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید