admiring

[ایالات متحده]/əd'maɪrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان دهنده تحسین و حسادت
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریadmiring

جملات نمونه

He was admiring my new car.

او داشت ماشین جدید من را تحسین می‌کرد.

I was admiring the exquisite workmanship in the mosaic.

من داشت کاردستی های ظریف در موزاییک را تحسین می‌کردم.

we were just admiring your garden.

ما فقط داشتیم باغ شما را تحسین می‌کردیم.

admiring the dress with a practised eye.

با نگاهی حرفه‌ای، لباس را تحسین کرد.

I took up the time admiring my surroundings.

من وقت خود را صرف تحسین محیط اطرافم کردم.

I prowled around the lake admiring the beautiful scenery.

من در اطراف دریاچه گشت زدم و منظره زیبا را تحسین کردم.

the admiring glances of strangers when she went on a promenade with Jules.

نگاه‌های تحسین‌آمیز غریبه‌ها وقتی جولز با او در کنار دریا قدم می‌زد.

she envisioned the admiring glances of guests seeing her home.

او تصور کرد که مهمانان با دیدن خانه‌اش نگاه‌های تحسین‌آمیزی به او خواهند انداخت.

Will the adjective this time be grudging or admiring, cynical or affirmative, upwardly mythopoeic or downwardly Mammonite?

آیا این بار صفت، اکراه آمیز یا تحسین آمیز، بدبینانه یا تایید کننده، اساطیری رو به بالا یا ممدونیتی رو به پایین خواهد بود؟

We drove along, admiring the view. Farther along, we passed a hitchhiker.

ما در طول مسیر رانندگی کردیم و منظره را تحسین کردیم. کمی جلوتر، از کنار یک مسافرپیمای عبور کردیم.

Guests can make use of Quinta De Vigia's lovely outdoor pool area whilst admiring the sea views.

مهمانان می‌توانند از فضای استخر روباز زیبای Quinta De Vigia استفاده کنند در حالی که منظره دریا را تحسین می‌کنند.

The harm of erineum in creeping oxalis is one of the harms of affecting the normal growth of creeping oxalis and main harmful insects that seriously affects its viewing and admiring value.

ضرر ارینیم در گیاه گزنه خزنده یکی از ضررهایی است که بر رشد طبیعی گزنه خزنده تأثیر می‌گذارد و حشرات مضر اصلی که به طور جدی بر ارزش تماشا و تحسین آن تأثیر می‌گذارد.

The ancient Egyptians, who were polytheists, worshiped a number of gods and sacred animals. In a more general senseworship connotes an often uncritical but always very admiring regard:

مصری‌های باستان که چندخدایی بودند، به تعداد زیادی از خدایان و حیوانات مقدس احترام می‌گذاشتند. به طور کلی، عبادت به معنای یک نگرش بسیار تحسین‌آمیز، اغلب غیر انتقادی است:

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید