scorning

[ایالات متحده]/ˈskɔːnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskɔrnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از تحقیر؛ با تحقیر یا بی‌احترامی نگاه کردن؛ از روی تحقیر چیزی را قبول نکردن یا انجام ندادن

عبارات و ترکیب‌ها

scorning remarks

اظهارات تحقیرآمیز

scorning attitude

حرفه‌ای تحقیرآمیز

scorning laughter

خنده تحقیرآمیز

scorning tone

لحن تحقیرآمیز

scorning glance

نگاه تحقیرآمیز

scorning comments

نظرات تحقیرآمیز

scorning behavior

رفتار تحقیرآمیز

scorning expression

عبارت تحقیرآمیز

scorning words

کلمات تحقیرآمیز

scorning judgment

قضاوت تحقیرآمیز

جملات نمونه

he was scorning the idea of working late.

او در حال تمسخر این ایده بود که دیر کار کند.

she couldn't help scorning his lack of ambition.

او نمی‌توانست از تمسخر فقدان جاه‌طلبی او صرف نظر کند.

they were scorning the outdated fashion trends.

آنها در حال تمسخر روند مد قدیمی بودند.

scorning their critics, the team continued to improve.

با بی‌توجهی به منتقدان، تیم به بهبود ادامه داد.

he spoke with a tone that was scorning and dismissive.

او با لحنی که تمسخرآمیز و بی‌اعتنا بود صحبت کرد.

scorning the rules, she did what she wanted.

با بی‌توجهی به قوانین، او هر کاری که می‌خواست انجام داد.

the article was scorning the government's decision.

مقاله در حال تمسخر تصمیم دولت بود.

he was scorning the efforts of his teammates.

او در حال تمسخر تلاش‌های هم‌تیمی‌هایش بود.

scorning the past, she looked forward to the future.

با بی‌توجهی به گذشته، او به آینده نگاه کرد.

they found themselves scorning the old traditions.

آنها خود را در حال تمسخر سنت‌های قدیمی یافتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید