scarred

[ایالات متحده]/'ska:d/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. علامت‌دار از زخم‌ها، دارای زخم‌ها؛ نشان‌دهنده شواهدی از آسیب یا صدمه گذشته.
Word Forms
قسمت سوم فعلscarred
زمان گذشتهscarred

عبارات و ترکیب‌ها

emotionally scarred

زخمی شده از نظر احساسی

mentally scarred

زخمی شده از نظر ذهنی

physically scarred

زخمی شده از نظر فیزیکی

deeply scarred

به شدت زخمی شده

permanently scarred

به طور دائم زخمی شده

جملات نمونه

The accident left him permanently scarred.

این حادثه باعث ایجاد جای زخم دائمی روی او شد.

hills scarred with peat diggings.

تپه‌های زخمی شده با حفره‌های برداشت پیت

A fresh coat of paint will help a scarred old table.

یک لایه رنگ تازه به ترمیم یک میز قدیمی و آسیب‌دیده کمک خواهد کرد.

a wretched childhood that scarred his psyche.

یک دوران کودکی وخیم که روان او را زخمی کرد.

His face was badly scarred after the car accident.

چهره‌اش پس از تصادف ماشین به شدت زخمی شده بود.

he is likely to be scarred for life after injuries to his face, arms, and legs.

احتمالاً پس از آسیب به صورت، بازوها و پاها برای همیشه دچار آسیب خواهد شد.

She instead scarred her with her blade, and severed the Rhen-Orm biocomputer antenna.

او به جای آن با تیغ خود او را زخمی کرد و آنتن بیوکامپیوتر رن-آرم را قطع کرد.

Black Hand Inn by Running Wild....Title:Black Hand InnA scarred and rakish seadog, mysterious opacity Walks the grove, the ...

سرای دست سیاه اثر Running Wild....عنوان:سرای دست سیاه یک دریانورد مرموز و با تجربه، غموض مرموز در باغ قدم می‌گذارد،...

نمونه‌های واقعی

Countless meteor and asteroid impacts have left Mercury scarred with dents and crater rings.

ضربه‌های بی‌شماری از شهاب‌سنگ‌ها و سیارک‌ها، خمره‌ را با فرورفتگی‌ها و حلقه‌های دهنه‌دار پوشانده‌اند.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

Others have been mentally and emotionally scarred by the violence around them.

دیگران به دلیل خشونت‌های اطراف خود، از نظر ذهنی و عاطفی آسیب دیده‌اند.

منبع: VOA Daily Standard November 2017 Collection

In its place would be a swath of scarred land.

به جای آن، نوار وسیعی از زمین آسیب‌دیده وجود می‌داشت.

منبع: Encyclopedia of Nature

Nonetheless, Iraq remains deeply scarred by war.

با این حال، عراق همچنان به شدت از جنگ آسیب دیده است.

منبع: Time

That's why her skin is always scarred.

به همین دلیل است که پوست او همیشه جای زخم دارد.

منبع: The Little House on Mango Street

His parents' divorce has scarred him and he has trust issues.

طلاق والدینش او را آسیب رسانده و دچار مشکلات اعتماد به نفس شده است.

منبع: He actually doesn't like you that much.

He also addressed the plight of children scarred by conflict.

او همچنین به وضعیت کودکان آسیب‌دیده از درگیری‌ها پرداخت.

منبع: BBC World Headlines

Every inch of skin seemed to be scarred.

به نظر می‌رسید هر وجب از پوست جای زخم دارد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

His deeply scarred face was hard to read.

چهره عمیقاً جای‌زده‌اش قابل خواندن نبود.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

They'd been scarred by spills, beaten by mishaps.

آنها به دلیل نشت‌ها و حوادث ناگوار آسیب دیده بودند.

منبع: "Christian Science Monitor" Reading Selections

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید