welds

[ایالات متحده]/wɛldz/
[بریتانیا]/wɛldz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقاط یا نواحی که قطعات فلزی به هم متصل می‌شوند
v. سوم شخص مفرد از جوش؛ به هم متصل کردن قطعات فلزی

عبارات و ترکیب‌ها

strong welds

welds قوی

metal welds

welds فلزی

welds inspection

بازرسی جوش

welds quality

کیفیت جوش

welds repair

تعمیر جوش

welds testing

آزمایش جوش

welds techniques

تکنیک‌های جوش

welds strength

مقاومت جوش

welds joint

اتصال جوش

welds process

فرآیند جوش

جملات نمونه

he welds metal parts together for the project.

او قطعات فلزی را برای پروژه به هم جوش می‌دهد.

the company specializes in welding and fabrication.

این شرکت در زمینه جوشکاری و ساخت‌وساز تخصص دارد.

she welds with precision and skill.

او با دقت و مهارت جوشکاری می‌کند.

they often weld pipes for construction work.

آنها اغلب برای کارهای ساختمانی لوله‌ها را جوش می‌دهند.

the welder carefully inspects the welds for quality.

جوشکار به دقت جوش‌ها را برای اطمینان از کیفیت بررسی می‌کند.

he learned how to weld in vocational school.

او یاد گرفت که چگونه در مدرسه فنی جوشکاری کند.

welds must be strong enough to hold the structure.

جوش‌ها باید به اندازه کافی قوی باشند تا ساختار را نگه دارند.

she uses a mig welder to create strong welds.

او از جوشکار MIG برای ایجاد جوش‌های قوی استفاده می‌کند.

properly done welds can enhance the durability of the product.

جوش‌هایی که به درستی انجام شده‌اند می‌توانند دوام محصول را افزایش دهند.

he practices welding every weekend to improve his skills.

او آخر هفته‌ها برای بهبود مهارت‌های خود تمرین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید