| صفت یا فعل حال استمراری | scrimmaging |
| زمان گذشته | scrimmaged |
| قسمت سوم فعل | scrimmaged |
| شکل سوم شخص مفرد | scrimmages |
| جمع | scrimmages |
practice scrimmage
تمرین آزمایشی
scrimmage game
بازی آزمایشی
team scrimmage
آزمایش تیمی
scrimmage session
جلسه آزمایشی
final scrimmage
آزمایش نهایی
scrimmage drill
تمرین آزمایشی
scrimmage rules
قوانین آزمایشی
scrimmage lineup
ترکیب آزمایشی
scrimmage strategy
استراتژی آزمایشی
scrimmage practice
تمرین آزمایشی
the team will have a scrimmage this saturday.
تیم این شنبه یک مسابقه نمایشی خواهد داشت.
during the scrimmage, the players practiced their strategies.
در طول مسابقه نمایشی، بازیکنان استراتژیهای خود را تمرین کردند.
coaches often use scrimmages to evaluate player performance.
مربیان اغلب از مسابقات نمایشی برای ارزیابی عملکرد بازیکنان استفاده میکنند.
the scrimmage helped the team bond and improve their skills.
مسابقه نمایشی به تیم کمک کرد تا پیوند برقرار کرده و مهارتهای خود را بهبود بخشند.
players need to stay focused during the scrimmage.
بازیکنان باید در طول مسابقه نمایشی متمرکز بمانند.
we organized a scrimmage to prepare for the upcoming tournament.
ما یک مسابقه نمایشی برای آمادگی برای تورنمنت آینده سازماندهی کردیم.
the scrimmage was intense, with both teams giving their best.
مسابقه نمایشی بسیار شدید بود، با این حال هر دو تیم تمام تلاش خود را انجام دادند.
after the scrimmage, the coach provided valuable feedback.
پس از مسابقه نمایشی، مربی بازخورد ارزشمندی ارائه داد.
scrimmages are essential for team development and cohesion.
مسابقات نمایشی برای توسعه و انسجام تیم ضروری هستند.
they scheduled a scrimmage to assess their readiness for the season.
آنها یک مسابقه نمایشی برای ارزیابی آمادگی خود برای فصل برنامهریزی کردند.
practice scrimmage
تمرین آزمایشی
scrimmage game
بازی آزمایشی
team scrimmage
آزمایش تیمی
scrimmage session
جلسه آزمایشی
final scrimmage
آزمایش نهایی
scrimmage drill
تمرین آزمایشی
scrimmage rules
قوانین آزمایشی
scrimmage lineup
ترکیب آزمایشی
scrimmage strategy
استراتژی آزمایشی
scrimmage practice
تمرین آزمایشی
the team will have a scrimmage this saturday.
تیم این شنبه یک مسابقه نمایشی خواهد داشت.
during the scrimmage, the players practiced their strategies.
در طول مسابقه نمایشی، بازیکنان استراتژیهای خود را تمرین کردند.
coaches often use scrimmages to evaluate player performance.
مربیان اغلب از مسابقات نمایشی برای ارزیابی عملکرد بازیکنان استفاده میکنند.
the scrimmage helped the team bond and improve their skills.
مسابقه نمایشی به تیم کمک کرد تا پیوند برقرار کرده و مهارتهای خود را بهبود بخشند.
players need to stay focused during the scrimmage.
بازیکنان باید در طول مسابقه نمایشی متمرکز بمانند.
we organized a scrimmage to prepare for the upcoming tournament.
ما یک مسابقه نمایشی برای آمادگی برای تورنمنت آینده سازماندهی کردیم.
the scrimmage was intense, with both teams giving their best.
مسابقه نمایشی بسیار شدید بود، با این حال هر دو تیم تمام تلاش خود را انجام دادند.
after the scrimmage, the coach provided valuable feedback.
پس از مسابقه نمایشی، مربی بازخورد ارزشمندی ارائه داد.
scrimmages are essential for team development and cohesion.
مسابقات نمایشی برای توسعه و انسجام تیم ضروری هستند.
they scheduled a scrimmage to assess their readiness for the season.
آنها یک مسابقه نمایشی برای ارزیابی آمادگی خود برای فصل برنامهریزی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید