scrimmaged

[ایالات متحده]/ˈskrɪmɪdʒd/
[بریتانیا]/ˈskrɪmɪdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در یک بازی تمرینی یا مسابقه غیررسمی شرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scrimmaged hard

به سختی تمرین کردند

scrimmaged today

امروز تمرین کردند

scrimmaged often

اغراقاً تمرین کردند

scrimmaged last week

هفته گذشته تمرین کردند

scrimmaged together

با هم تمرین کردند

scrimmaged well

خوب تمرین کردند

scrimmaged yesterday

دیروز تمرین کردند

scrimmaged effectively

به طور موثر تمرین کردند

scrimmaged frequently

به طور مکرر تمرین کردند

scrimmaged intensely

به شدت تمرین کردند

جملات نمونه

the teams scrimmaged to prepare for the big game.

تیم‌ها برای آمادگی برای بازی بزرگ، تمرین کردند.

we scrimmaged against a local high school team.

ما با یک تیم دبیرستانی محلی، تمرین کردیم.

after practice, the players scrimmaged to improve their skills.

پس از تمرین، بازیکنان برای بهبود مهارت‌های خود، تمرین کردند.

the coach scheduled a scrimmage for saturday morning.

مربی یک تمرین برای شنبه صبح برنامه‌ریزی کرد.

they scrimmaged for an hour before the tournament started.

آن‌ها یک ساعت قبل از شروع مسابقات، تمرین کردند.

during the scrimmage, the players focused on teamwork.

در طول تمرین، بازیکنان بر کار گروهی تمرکز کردند.

the young athletes scrimmaged to gain valuable experience.

ورزشکاران جوان برای کسب تجربه ارزشمند، تمرین کردند.

they scrimmaged in preparation for the championship.

آن‌ها برای آمادگی برای مسابقات قهرمانی، تمرین کردند.

before the season, the team scrimmaged against each other.

قبل از شروع فصل، تیم با یکدیگر تمرین کرد.

the players enjoyed the scrimmage as a break from routine.

بازیکنان از تمرین به عنوان یک استراحت از روتین لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید