sculpts

[ایالات متحده]/skʌlpts/
[بریتانیا]/skʌlpts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ماده‌ای را به شکل خاصی می‌تراشد یا شکل می‌دهد؛ مجسمه‌ای ایجاد می‌کند؛ موها را مرتب یا حالت می‌دهد؛ موها را شانه می‌کند یا حالت می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

sculpts beauty

مجسم کردن زیبایی

sculpts dreams

مجسم کردن رویاها

sculpts life

مجسم کردن زندگی

sculpts emotion

مجسم کردن احساسات

sculpts form

مجسم کردن فرم

sculpts character

مجسم کردن شخصیت

sculpts nature

مجسم کردن طبیعت

sculpts art

مجسم کردن هنر

sculpts identity

مجسم کردن هویت

sculpts space

مجسم کردن فضا

جملات نمونه

the artist sculpts beautiful figures from marble.

هنرمند مجسمه‌های زیبا از مرمر می‌تراشد.

she sculpts her thoughts into words with great skill.

او افکار خود را با مهارت فراوان به کلمات تبدیل می‌کند.

he sculpts the clay into intricate designs.

او خاک رس را به طرح‌های پیچیده تبدیل می‌کند.

the sculptor sculpts life-sized statues for the exhibition.

مجسمه‌ساز مجسمه‌های تمام قد برای نمایشگاه می‌تراشد.

nature sculpts the landscape over millions of years.

طبیعت در طول میلیون‌ها سال، چشم‌انداز را شکل می‌دهد.

she sculpts her body through regular exercise.

او با ورزش منظم، بدن خود را شکل می‌دهد.

the designer sculpts the furniture to fit the modern aesthetic.

طراح مبلمان را متناسب با زیبایی‌شناسی مدرن شکل می‌دهد.

he sculpts the ice into beautiful shapes for the festival.

او یخ را به شکل‌های زیبا برای جشنواره تبدیل می‌کند.

the architect sculpts the building to harmonize with its surroundings.

معمار ساختمان را به گونه‌ای شکل می‌دهد که با محیط اطراف هماهنگ باشد.

she sculpts her career with careful planning and dedication.

او با برنامه‌ریزی دقیق و تعهد، شغل خود را شکل می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید