carves wood
حکاکی چوب
carves stone
حکاکی سنگ
carves meat
حکاکی گوشت
carves designs
حکاکی طرحها
carves ice
حکاکی یخ
carves pumpkins
حکاکی کدو تنبل
carves letters
حکاکی حروف
carves figures
حکاکی مجسمهها
carves shapes
حکاکی شکلها
carves patterns
حکاکی الگوها
she carves intricate designs into the wood.
او طرحهای پیچیده را روی چوب حکاکی میکند.
the artist carves beautiful sculptures from marble.
هنرمند مجسمههای زیبا از سنگ مرمر حکاکی میکند.
he carves out time for his hobbies every weekend.
او هر آخر هفته زمانی را برای سرگرمیهای خود اختصاص میدهد.
she carves pumpkins every halloween.
او هر هالووین کدو تنبل حکاکی میکند.
the chef carves the roast chicken for dinner.
سرآشپز مرغ بریان را برای شام حکاکی میکند.
he carves a path through the dense forest.
او مسیری را از میان جنگل انبوه حکاکی میکند.
she carefully carves her initials into the tree.
او با دقت حروف اول نام خود را روی درخت حکاکی میکند.
the sculptor carves figures that tell a story.
مجسمهساز تصاویری را حکاکی میکند که داستانی را بیان میکنند.
he carves out a niche for himself in the art world.
او جایگاه ویژهای را برای خود در دنیای هنر ایجاد میکند.
she carves the turkey for thanksgiving dinner.
او گوشت بوقلمون را برای شام قدردانی آماده میکند.
carves wood
حکاکی چوب
carves stone
حکاکی سنگ
carves meat
حکاکی گوشت
carves designs
حکاکی طرحها
carves ice
حکاکی یخ
carves pumpkins
حکاکی کدو تنبل
carves letters
حکاکی حروف
carves figures
حکاکی مجسمهها
carves shapes
حکاکی شکلها
carves patterns
حکاکی الگوها
she carves intricate designs into the wood.
او طرحهای پیچیده را روی چوب حکاکی میکند.
the artist carves beautiful sculptures from marble.
هنرمند مجسمههای زیبا از سنگ مرمر حکاکی میکند.
he carves out time for his hobbies every weekend.
او هر آخر هفته زمانی را برای سرگرمیهای خود اختصاص میدهد.
she carves pumpkins every halloween.
او هر هالووین کدو تنبل حکاکی میکند.
the chef carves the roast chicken for dinner.
سرآشپز مرغ بریان را برای شام حکاکی میکند.
he carves a path through the dense forest.
او مسیری را از میان جنگل انبوه حکاکی میکند.
she carefully carves her initials into the tree.
او با دقت حروف اول نام خود را روی درخت حکاکی میکند.
the sculptor carves figures that tell a story.
مجسمهساز تصاویری را حکاکی میکند که داستانی را بیان میکنند.
he carves out a niche for himself in the art world.
او جایگاه ویژهای را برای خود در دنیای هنر ایجاد میکند.
she carves the turkey for thanksgiving dinner.
او گوشت بوقلمون را برای شام قدردانی آماده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید