carves

[ایالات متحده]/kɑːrvz/
[بریتانیا]/karvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را با ابزاری تیز بریدن یا شکل دادن؛ چیزی را با تلاش و اراده ساختن یا به دست آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

carves wood

حکاکی چوب

carves stone

حکاکی سنگ

carves meat

حکاکی گوشت

carves designs

حکاکی طرح‌ها

carves ice

حکاکی یخ

carves pumpkins

حکاکی کدو تنبل

carves letters

حکاکی حروف

carves figures

حکاکی مجسمه‌ها

carves shapes

حکاکی شکل‌ها

carves patterns

حکاکی الگوها

جملات نمونه

she carves intricate designs into the wood.

او طرح‌های پیچیده را روی چوب حکاکی می‌کند.

the artist carves beautiful sculptures from marble.

هنرمند مجسمه‌های زیبا از سنگ مرمر حکاکی می‌کند.

he carves out time for his hobbies every weekend.

او هر آخر هفته زمانی را برای سرگرمی‌های خود اختصاص می‌دهد.

she carves pumpkins every halloween.

او هر هالووین کدو تنبل حکاکی می‌کند.

the chef carves the roast chicken for dinner.

سرآشپز مرغ بریان را برای شام حکاکی می‌کند.

he carves a path through the dense forest.

او مسیری را از میان جنگل انبوه حکاکی می‌کند.

she carefully carves her initials into the tree.

او با دقت حروف اول نام خود را روی درخت حکاکی می‌کند.

the sculptor carves figures that tell a story.

مجسمه‌ساز تصاویری را حکاکی می‌کند که داستانی را بیان می‌کنند.

he carves out a niche for himself in the art world.

او جایگاه ویژه‌ای را برای خود در دنیای هنر ایجاد می‌کند.

she carves the turkey for thanksgiving dinner.

او گوشت بوقلمون را برای شام قدردانی آماده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید