seaports

[ایالات متحده]/ˈsiːpɔːts/
[بریتانیا]/ˈsiːpɔrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بندرگاه‌ها یا بندرهایی که در دریا واقع شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

major seaports

بندرگاه‌های اصلی

international seaports

بندرگاه‌های بین‌المللی

busy seaports

بندرگاه‌های پررفت و آمد

local seaports

بندرگاه‌های محلی

strategic seaports

بندرگاه‌های استراتژیک

regional seaports

بندرگاه‌های منطقه‌ای

commercial seaports

بندرگاه‌های تجاری

fishing seaports

بندرگاه‌های ماهیگیری

export seaports

بندرگاه‌های صادراتی

cargo seaports

بندرگاه‌های باربری

جملات نمونه

seaports are vital for international trade.

بندرها برای تجارت بین‌المللی حیاتی هستند.

many cities are located near major seaports.

شهر‌های زیادی در نزدیکی بنادر بزرگ واقع شده اند.

seaports facilitate the import and export of goods.

بندرها واردات و صادرات کالاها را تسهیل می کنند.

the development of seaports boosts the local economy.

توسعه بنادر، اقتصاد محلی را تقویت می کند.

seaports must comply with strict safety regulations.

بندرها باید با مقررات ایمنی سختگیرانه مطابقت داشته باشند.

tourism can thrive near popular seaports.

گردشگری می تواند در نزدیکی بنادر محبوب رونق یابد.

seaports are often hubs for shipping companies.

بندرها اغلب قطب شرکت‌های حمل و نقل هستند.

investing in seaports can enhance global connectivity.

سرمایه گذاری در بنادر می تواند ارتباطات جهانی را افزایش دهد.

seaports play a crucial role in supply chain management.

بندرها نقش مهمی در مدیریت زنجیره تامین ایفا می کنند.

seaports are essential for the fishing industry.

بندرها برای صنعت ماهیگیری ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید