secreting

[ایالات متحده]/sɪˈkriːtɪŋ/
[بریتانیا]/sɪˈkriːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرایند تولید و آزادسازی یک ماده از یک ارگان یا سلول؛ پنهان کردن یا مخفی کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

secreting hormones

ترشح هورمون‌ها

secreting enzymes

ترشح آنزیم‌ها

secreting substances

ترشح مواد

secreting fluids

ترشح مایعات

secreting proteins

ترشح پروتئین‌ها

secreting toxins

ترشح سموم

secreting mucus

ترشح مخاط

secreting waste

ترشح مواد زائد

secreting bile

ترشح صفرا

secreting saliva

ترشح بزاق

جملات نمونه

the gland is secreting hormones into the bloodstream.

غده هورمون‌ها را در جریان خون ترشح می‌کند.

some plants are secreting a sticky substance to attract insects.

برخی از گیاهان یک ماده چسبناک ترشح می‌کنند تا حشرات را جذب کنند.

secreting enzymes helps in the digestion process.

ترشح آنزیم‌ها به فرآیند هضم کمک می‌کند.

the body is constantly secreting sweat to regulate temperature.

بدن به طور مداوم عرق ترشح می‌کند تا دمای بدن را تنظیم کند.

secreting mucus protects the lining of the stomach.

ترشح مخاط از پوشش داخلی معده محافظت می‌کند.

some animals are capable of secreting toxins for defense.

برخی از حیوانات قادر به ترشح سم برای دفاع هستند.

secreting pheromones is a common behavior in many species.

ترشح فرمون یک رفتار رایج در بسیاری از گونه‌ها است.

the skin is responsible for secreting oils that keep it moisturized.

پوست مسئول ترشح چربی‌هایی است که آن را مرطوب نگه می‌دارد.

secreting saliva aids in the process of digestion.

ترشح بزاق به فرآیند هضم کمک می‌کند.

certain bacteria are known for secreting substances that break down waste.

برخی از باکتری‌ها به دلیل ترشح موادی که زباله را تجزیه می‌کنند شناخته شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید