seep into
نفوذ کردن
slowly seeping
به آرامی نفوذ کردن
seep through
از طریق نفوذ کردن
water seeping
آب در حال نفوذ
The rain seeped through the roof.
باران از سقف نفوذ کرد.
My anger began to seep away.
خشم من شروع به از بین رفتن کرد.
Water seeps through sand.
آب از میان شن نفوذ میکند.
Rain seeped through the roof.
باران از سقف نفوذ کرد.
Water seeped into the pores of the rock.
آب به منافذ سنگ نفوذ کرد.
Water had been slowly seeping away from the pond.
آب به آرامی از کنار برکه نفوذ میکرد.
water began to seep through the soles of his boots.
آب شروع به نفوذ از کفشهای او کرد.
fumes seeped in until she was forced to gulp for air.
دود نفوذ کرد تا اینکه مجبور شد برای نفس کشیدن به زور هوا بکشد.
seep into
نفوذ کردن
slowly seeping
به آرامی نفوذ کردن
seep through
از طریق نفوذ کردن
water seeping
آب در حال نفوذ
The rain seeped through the roof.
باران از سقف نفوذ کرد.
My anger began to seep away.
خشم من شروع به از بین رفتن کرد.
Water seeps through sand.
آب از میان شن نفوذ میکند.
Rain seeped through the roof.
باران از سقف نفوذ کرد.
Water seeped into the pores of the rock.
آب به منافذ سنگ نفوذ کرد.
Water had been slowly seeping away from the pond.
آب به آرامی از کنار برکه نفوذ میکرد.
water began to seep through the soles of his boots.
آب شروع به نفوذ از کفشهای او کرد.
fumes seeped in until she was forced to gulp for air.
دود نفوذ کرد تا اینکه مجبور شد برای نفس کشیدن به زور هوا بکشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید