seep

[ایالات متحده]/siːp/
[بریتانیا]/siːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به آرامی از طریق شکاف‌ها یا فضاهای کوچک جریان یافتن یا عبور کردن؛ نشت کردن
n. یک چشمه کوچک؛ وسیله نقلیه‌ای که می‌تواند در زمین و آب حرکت کند.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریseeping
زمان گذشتهseeped
قسمت سوم فعلseeped
شکل سوم شخص مفردseeps
جمعseeps

عبارات و ترکیب‌ها

seep into

نفوذ کردن

slowly seeping

به آرامی نفوذ کردن

seep through

از طریق نفوذ کردن

water seeping

آب در حال نفوذ

جملات نمونه

The rain seeped through the roof.

باران از سقف نفوذ کرد.

My anger began to seep away.

خشم من شروع به از بین رفتن کرد.

Water seeps through sand.

آب از میان شن نفوذ می‌کند.

Rain seeped through the roof.

باران از سقف نفوذ کرد.

Water seeped into the pores of the rock.

آب به منافذ سنگ نفوذ کرد.

Water had been slowly seeping away from the pond.

آب به آرامی از کنار برکه نفوذ می‌کرد.

water began to seep through the soles of his boots.

آب شروع به نفوذ از کفش‌های او کرد.

fumes seeped in until she was forced to gulp for air.

دود نفوذ کرد تا اینکه مجبور شد برای نفس کشیدن به زور هوا بکشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید