seeped

[ایالات متحده]/siːpt/
[بریتانیا]/siːpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته seep; به آرامی از یک سطح عبور کردن; نشت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

seeped into

نفوذ کرد به

seeped out

نفوذ کرد بیرون

seeped through

از میان نفوذ کرد

seeped away

به تدریج نفوذ کرد

seeped down

به پایین نفوذ کرد

seeped up

به بالا نفوذ کرد

seeped gradually

به تدریج نفوذ کرد

seeped slowly

به آرامی نفوذ کرد

seeped slightly

به مقدار کم نفوذ کرد

seeped heavily

به شدت نفوذ کرد

جملات نمونه

the rain seeped through the cracks in the roof.

باران از طریق شکاف‌های سقف نفوذ می‌کرد.

water seeped into the basement after the storm.

بعد از طوفان، آب به زیرزمین نفوذ کرد.

oil seeped from the engine, causing a stain on the driveway.

روغن از موتور نشت کرد و باعث ایجاد لکه‌ای روی پیاده‌رو شد.

the smell of garlic seeped into the air as she cooked.

بوی سیر در حین پختن غذا در هوا نفوذ کرد.

secrets often seeped out during casual conversations.

رازها اغلب در طول مکالمات غیررسمی فاش می‌شدند.

the dye seeped into the fabric, changing its color.

رنگ به داخل پارچه نفوذ کرد و رنگ آن را تغییر داد.

her emotions seeped through her words and actions.

احساسات او از طریق کلمات و اعمالش نمایان می‌شد.

time seemed to seep away as we enjoyed the sunset.

به نظر می‌رسید زمان در حالی که از غروب آفتاب لذت می‌بردیم، به آرامی می‌گذرد.

rumors seeped through the office, creating tension.

شایعات در دفتر پخش شد و باعث ایجاد تنش شد.

the knowledge seeped into his mind over the years.

دانش در طول سال‌ها به آرامی در ذهن او نفوذ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید