seethed

[ایالات متحده]/siːðd/
[بریتانیا]/siːðd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به جوش آوردن (مایع)؛ مضطرب یا عصبانی بودن؛ خشم را سرکوب کردن؛ به طور خاموش عصبانی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

seethed with anger

با خشم جوشید

seethed in silence

در سکوت جوشید

seethed with rage

با خشم دیوانه وار جوشید

seethed with jealousy

با حسادت جوشید

seethed with frustration

با ناامیدی جوشید

seethed beneath surface

تحت سطح جوشید

seethed with fury

با خشمگین جوشید

seethed inside

درون جوشید

seethed quietly

به آرامی جوشید

seethed with resentment

با کینه جوشید

جملات نمونه

she seethed with anger when she heard the news.

او با شنیدن این خبر از خشم خشمگین شد.

he seethed quietly, not wanting to cause a scene.

او به آرامی خشمگین بود، نمی خواست صحنه سازی کند.

the crowd seethed with excitement before the concert.

جمعیت قبل از کنسرت با هیجان خشمگین بود.

she seethed at the unfair treatment she received.

او به دلیل رفتار ناعادلانه‌ای که دریافت کرد، خشمگین بود.

as the debate continued, tensions seethed beneath the surface.

همانطور که بحث ادامه یافت، تنش ها در زیر سطح خشمگین بودند.

he seethed with jealousy when he saw her with someone else.

وقتی او را با شخص دیگری دید، از حسادت خشمگین شد.

the pot seethed over the heat, spilling water everywhere.

قابلمه در اثر گرما خشمگین شد و آب را همه جا ریخت.

she seethed internally, trying to maintain her composure.

او به طور درونی خشمگین بود و سعی کرد آرامش خود را حفظ کند.

the community seethed with discontent over the new policy.

جامعه با نارضایتی نسبت به سیاست جدید خشمگین بود.

he seethed at the thought of being overlooked again.

او به این فکر که دوباره نادیده گرفته شود، خشمگین بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید