self-promoters thrive
خودتبلیغ کنندگان موفق میشوند
becoming self-promoters
شدن خودتبلیغ کنندگان
shameless self-promoters
خودتبلیغ کنندگان غیروان
self-promoters abound
خودتبلیغ کنندگان فراوان هستند
aspiring self-promoters
خودتبلیغ کنندگان طمعمند
were self-promoters
خودتبلیغ کنندگان بودند
self-promoters often
خودتبلیغ کنندگان اغلب
aggressive self-promoters
خودتبلیغ کنندگان فعال
online self-promoters
خودتبلیغ کنندگان آنلاین
many self-promoters exaggerate their skills to land a job.
بیشتر خودپرفرمها مهارتهای خود را بیش از حد تبلیغ میکنند تا شغلی بگیرند.
the conference attracted a crowd of eager self-promoters.
کنفرانس گروهی از خودپرفرمهای خوشحال را جذب کرد.
he's a classic self-promoter, always seeking attention.
او یک خودپرفرم کلاسیک است که همیشه دنبال توجه است.
social media has become a platform for relentless self-promoters.
شبکههای اجتماعی به یک پلتفرم برای خودپرفرمهای بیوقفه تبدیل شده است.
we need genuine talent, not just self-promoters.
ما به مهارتهای واقعی نیاز داریم، نه فقط خودپرفرمها.
the industry is full of aggressive self-promoters vying for recognition.
صنعت پر از خودپرفرمهای فعالی است که برای شناختگی رقابت میکنند.
she's a skilled self-promoter, building a strong personal brand.
او یک خودپرفرم ماهر است که برند شخصی قوی ساخته است.
he was criticized for being a blatant self-promoter.
او به دلیل بودن یک خودپرفرم بارز مورد انتقاد قرار گرفت.
the company hired a consultant to help them identify self-promoters.
شرکت یک مشاور استخدام کرد تا به آنها کمک کند خودپرفرمها را شناسایی کنند.
some self-promoters use manipulative tactics to gain an advantage.
برخی خودپرفرمها از روشهای تحریککننده برای به دست آوردن مزیت استفاده میکنند.
it's important to distinguish between genuine experts and self-promoters.
مهم است که بین متخصصان واقعی و خودپرفرمها تمایز قایل شویم.
self-promoters thrive
خودتبلیغ کنندگان موفق میشوند
becoming self-promoters
شدن خودتبلیغ کنندگان
shameless self-promoters
خودتبلیغ کنندگان غیروان
self-promoters abound
خودتبلیغ کنندگان فراوان هستند
aspiring self-promoters
خودتبلیغ کنندگان طمعمند
were self-promoters
خودتبلیغ کنندگان بودند
self-promoters often
خودتبلیغ کنندگان اغلب
aggressive self-promoters
خودتبلیغ کنندگان فعال
online self-promoters
خودتبلیغ کنندگان آنلاین
many self-promoters exaggerate their skills to land a job.
بیشتر خودپرفرمها مهارتهای خود را بیش از حد تبلیغ میکنند تا شغلی بگیرند.
the conference attracted a crowd of eager self-promoters.
کنفرانس گروهی از خودپرفرمهای خوشحال را جذب کرد.
he's a classic self-promoter, always seeking attention.
او یک خودپرفرم کلاسیک است که همیشه دنبال توجه است.
social media has become a platform for relentless self-promoters.
شبکههای اجتماعی به یک پلتفرم برای خودپرفرمهای بیوقفه تبدیل شده است.
we need genuine talent, not just self-promoters.
ما به مهارتهای واقعی نیاز داریم، نه فقط خودپرفرمها.
the industry is full of aggressive self-promoters vying for recognition.
صنعت پر از خودپرفرمهای فعالی است که برای شناختگی رقابت میکنند.
she's a skilled self-promoter, building a strong personal brand.
او یک خودپرفرم ماهر است که برند شخصی قوی ساخته است.
he was criticized for being a blatant self-promoter.
او به دلیل بودن یک خودپرفرم بارز مورد انتقاد قرار گرفت.
the company hired a consultant to help them identify self-promoters.
شرکت یک مشاور استخدام کرد تا به آنها کمک کند خودپرفرمها را شناسایی کنند.
some self-promoters use manipulative tactics to gain an advantage.
برخی خودپرفرمها از روشهای تحریککننده برای به دست آوردن مزیت استفاده میکنند.
it's important to distinguish between genuine experts and self-promoters.
مهم است که بین متخصصان واقعی و خودپرفرمها تمایز قایل شویم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید