self-withdrawal

[ایالات متحده]/[ˈself wɪˈdrɔːəl]/
[بریتانیا]/[ˈself wɪˈdrɔːəl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کناره‌گیری از یک موقعیت یا گروه؛ عمل دور کردن خود از یک ارتباط اجتماعی یا عاطفی.
v. عمل کناره‌گیری از یک موقعیت یا گروه؛ دور کردن خود از یک ارتباط اجتماعی یا عاطفی.

عبارات و ترکیب‌ها

self-withdrawal symptoms

علائم ترک خودخواسته

self-withdrawal process

فرآیند ترک خودخواسته

experiencing self-withdrawal

تجربه ترک خودخواسته

self-withdrawal effects

اثرات ترک خودخواسته

preventing self-withdrawal

جلوگیری از ترک خودخواسته

self-withdrawal management

مدیریت ترک خودخواسته

self-withdrawal support

حمایت از ترک خودخواسته

self-withdrawal period

دوره ترک خودخواسته

self-withdrawal strategies

استراتژی‌های ترک خودخواسته

self-withdrawal timeline

جدول زمانی ترک خودخواسته

جملات نمونه

she initiated a self-withdrawal from the project due to personal commitments.

او به دلیل تعهدات شخصی، از پروژه کناره‌گیری کرد.

the company offered a voluntary self-withdrawal program for employees.

شرکت یک برنامه خودانتقالی داوطلبانه برای کارکنان ارائه کرد.

he considered a self-withdrawal from the competition after sustaining an injury.

او پس از مصدومیت، انصراف از مسابقه را در نظر گرفت.

a complete self-withdrawal from social media can improve mental well-being.

انصراف کامل از رسانه‌های اجتماعی می‌تواند سلامت روان را بهبود بخشد.

the team allowed for a strategic self-withdrawal during the negotiation process.

تیم اجازه یک انصراف استراتژیک در طول فرآیند مذاکره را داد.

she made a difficult but necessary self-withdrawal from the toxic relationship.

او از رابطه سمی کناره‌گیری کرد، اگرچه دشوار اما ضروری بود.

his self-withdrawal from the debate was a surprising move.

انصراف او از بحث، یک اقدام غافلگیرکننده بود.

the fund manager recommended a partial self-withdrawal from the stock market.

مدیر صندوق، انصراف جزئی از بازار سهام را توصیه کرد.

a graceful self-withdrawal from the stage marked the end of her performance.

انصراف باوقار از صحنه، پایان اجرای او را نشان داد.

the player opted for a self-withdrawal from the game to protect his health.

بازیکن برای محافظت از سلامتی خود، انصراف از بازی را انتخاب کرد.

she planned a gradual self-withdrawal from her demanding career.

او برنامه‌ریزی کرد تا به تدریج از شغل پرمشغله خود کناره‌گیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید