semi-circular

[ایالات متحده]/[ˈsɛmɪˌsɜː.lə]/
[بریتانیا]/[ˈsɛmɪˌsɞː.rəl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شکل نیم‌دایره؛ با فرم نیم‌دایره؛ تا حدودی دایره‌ای
n. یک شکل یا ساختار نیم‌دایره‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

semi-circular shape

شکل نیم‌دایره

semi-circular window

پنجره نیم‌دایره

semi-circular canal

کانال نیم‌دایره

semi-circular arch

طاقچه نیم‌دایره

semi-circular room

اتاق نیم‌دایره

semi-circular design

طراحی نیم‌دایره

semi-circular wall

دیوار نیم‌دایره

semi-circular stairs

پله‌های نیم‌دایره

semi-circular opening

دهانه نیم‌دایره

semi-circular structure

ساختار نیم‌دایره

جملات نمونه

the stadium had a semi-circular seating area.

استادیوم دارای یک فضای نشستن نیم‌دایره‌ای بود.

the coastline formed a beautiful semi-circular bay.

خط ساحلی یک خلیج نیم‌دایره‌ای زیبا را شکل داد.

the window was designed with a semi-circular top.

پنجره با یک قسمت بالایی نیم‌دایره‌ای طراحی شده بود.

the path curved in a gentle semi-circular arc.

مسیر به آرامی در یک قوس نیم‌دایره‌ای منحنی بود.

the fountain's spray created a semi-circular pattern.

اسپری فواره یک الگوی نیم‌دایره‌ای ایجاد کرد.

the theater featured a semi-circular stage.

تئاتر دارای یک صحنه نیم‌دایره‌ای بود.

the archway had a distinctive semi-circular shape.

طاق‌نما دارای یک شکل نیم‌دایره‌ای متمایز بود.

the building's facade included a semi-circular window.

نمای ساختمان شامل یک پنجره نیم‌دایره‌ای بود.

the pool's edge was finished with a semi-circular coping.

لبه استخر با یک لبه نیم‌دایره‌ای تکمیل شد.

the staircase had a semi-circular landing at the top.

پله‌ها در بالا یک سکوی نیم‌دایره‌ای داشتند.

the artist used a semi-circular brushstroke.

هنرمند از یک ضربه قلم‌مو نیم‌دایره‌ای استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید