sensuously

[ایالات متحده]/'senʃuəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که به حواس جلب توجه کند

جملات نمونه

Next to traditional Beijing opera, Puccini is sensuously modern.

در کنار اپرای سنتی پکن، پوچینی به طرز اغواکننده‌ای مدرن است.

She danced sensuously across the stage.

او به صورت اغوا کننده روی صحنه می‌رقصید.

He gazed at her sensuously, unable to look away.

او با حس اغوا به او نگاه کرد و نتوانست چشم از روی او بردارد.

The singer's sensuously voice captivated the audience.

صدای اغوا کننده خواننده مخاطبان را مجذوب خود کرد.

The perfume smelled sensuously inviting.

عطر به طور اغوا کننده دعوت کننده بود.

She touched his arm sensuously, sending shivers down his spine.

او به طور اغوا کننده دست او را لمس کرد و باعث لرزش در ستون فقرات او شد.

The movie portrayed the love scene sensuously.

فیلم صحنه عشق را به صورت اغوا کننده به تصویر کشید.

The fabric draped sensuously over her curves.

پارچه به طور اغوا کننده روی منحنی های او قرار داشت.

He cooked sensuously, savoring each ingredient as he added it to the pot.

او به طور اغوا کننده آشپزی کرد و از هر ماده ای که به قابلمه اضافه می کرد لذت می برد.

The sunset painted the sky sensuously with hues of pink and orange.

غروب خورشید آسمان را به طور اغوا کننده با رنگ های صورتی و نارنجی نقاشی کرد.

She sipped her wine sensuously, enjoying every drop.

او به طور اغوا کننده جرعه جرعه شرابش را نوشید و از هر قطره آن لذت برد.

نمونه‌های واقعی

She was in the middle thirties, and faintly stout, but she carried her surplus flesh sensuously as some women can.

او در اواسط دهه چهل بود و کمی تپلی داشت، اما اضافه وزن خود را به شکلی شهوت انگیز حمل می کرد که برخی از زنان می توانند.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید