dress sexily
لباس پوشیدن به صورت اغوا کننده
dance sexily
رقصیدن به صورت اغوا کننده
speak sexily
صحبت کردن به صورت اغوا کننده
move sexily
حرکت کردن به صورت اغوا کننده
act sexily
بازی کردن به صورت اغوا کننده
pose sexily
حالت دادن به صورت اغوا کننده
look sexily
نگاه کردن به صورت اغوا کننده
smile sexily
لبخند زدن به صورت اغوا کننده
talk sexily
صحبت کردن به صورت اغوا کننده
walk sexily
قدم زدن به صورت اغوا کننده
she danced sexily at the party, attracting everyone's attention.
او به طرز اغواکنندهای در مهمانی میرقصید و توجه همه را به خود جلب میکرد.
the model walked down the runway sexily, showcasing the latest fashion.
مدل به طرز اغواکنندهای روی نمایشگاه راه رفت و جدیدترین مد را به نمایش گذاشت.
he spoke sexily, making his words more enticing.
او به طرز اغواکنندهای صحبت کرد و کلماتش را جذابتر کرد.
she wore a dress that hugged her curves sexily.
او لباسی پوشیده بود که به طرز اغواکنندهای به انحنای بدنش میخورد.
the movie featured a scene where the actress danced sexily.
در فیلم صحنهای وجود داشت که بازیگر زن به طرز اغواکنندهای میرقصید.
they flirted sexily across the table, igniting a spark.
آنها به طرز اغواکنندهای از آن طرف میز با یکدیگر شوخی کردند و جرقهای را روشن کردند.
she smiled sexily, leaving him wanting more.
او با لبخندی اغواکننده او را مشتاق بیشتر کرد.
he posed sexily for the camera, capturing the moment perfectly.
او به طرز اغواکنندهای برای دوربین ژست گرفت و آن لحظه را به خوبی ثبت کرد.
the advertisement featured a couple embracing sexily on the beach.
در تبلیغات زوجی را در حال اغراقآمیز در آغوش گرفتن یکدیگر در ساحل نشان میدادند.
she walked into the room sexily, drawing everyone's gaze.
او به طرز اغواکنندهای وارد اتاق شد و نگاه همه را به خود جلب کرد.
dress sexily
لباس پوشیدن به صورت اغوا کننده
dance sexily
رقصیدن به صورت اغوا کننده
speak sexily
صحبت کردن به صورت اغوا کننده
move sexily
حرکت کردن به صورت اغوا کننده
act sexily
بازی کردن به صورت اغوا کننده
pose sexily
حالت دادن به صورت اغوا کننده
look sexily
نگاه کردن به صورت اغوا کننده
smile sexily
لبخند زدن به صورت اغوا کننده
talk sexily
صحبت کردن به صورت اغوا کننده
walk sexily
قدم زدن به صورت اغوا کننده
she danced sexily at the party, attracting everyone's attention.
او به طرز اغواکنندهای در مهمانی میرقصید و توجه همه را به خود جلب میکرد.
the model walked down the runway sexily, showcasing the latest fashion.
مدل به طرز اغواکنندهای روی نمایشگاه راه رفت و جدیدترین مد را به نمایش گذاشت.
he spoke sexily, making his words more enticing.
او به طرز اغواکنندهای صحبت کرد و کلماتش را جذابتر کرد.
she wore a dress that hugged her curves sexily.
او لباسی پوشیده بود که به طرز اغواکنندهای به انحنای بدنش میخورد.
the movie featured a scene where the actress danced sexily.
در فیلم صحنهای وجود داشت که بازیگر زن به طرز اغواکنندهای میرقصید.
they flirted sexily across the table, igniting a spark.
آنها به طرز اغواکنندهای از آن طرف میز با یکدیگر شوخی کردند و جرقهای را روشن کردند.
she smiled sexily, leaving him wanting more.
او با لبخندی اغواکننده او را مشتاق بیشتر کرد.
he posed sexily for the camera, capturing the moment perfectly.
او به طرز اغواکنندهای برای دوربین ژست گرفت و آن لحظه را به خوبی ثبت کرد.
the advertisement featured a couple embracing sexily on the beach.
در تبلیغات زوجی را در حال اغراقآمیز در آغوش گرفتن یکدیگر در ساحل نشان میدادند.
she walked into the room sexily, drawing everyone's gaze.
او به طرز اغواکنندهای وارد اتاق شد و نگاه همه را به خود جلب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید