sexed

[ایالات متحده]/sɛkst/
[بریتانیا]/sɛkst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن جنس یا جنسیت; از نظر جنسی جذاب

عبارات و ترکیب‌ها

sexed up

هیچکدام

sexed down

هیچکدام

sexed appeal

هیچکدام

sexed differences

هیچکدام

sexed roles

هیچکدام

sexed identity

هیچکدام

sexed behavior

هیچکدام

sexed traits

هیچکدام

sexed categories

هیچکدام

sexed expression

هیچکدام

جملات نمونه

the animals were sexed to determine their breeding potential.

حیوانات برای تعیین پتانسیل تولید مثل آنها مورد جنسیت قرار گرفتند.

researchers sexed the fish to study their reproductive habits.

محققان ماهی‌ها را برای مطالعه عادات تولید مثلی آنها مورد جنسیت قرار دادند.

it's important to have the chicks sexed before selling them.

قبل از فروش آنها مهم است که جوجه ها مورد جنسیت قرار گیرند.

they sexed the puppies to find suitable homes for them.

آنها توله ها را برای یافتن خانه های مناسب برای آنها مورد جنسیت قرار دادند.

the study involved sexing the insects to analyze their population dynamics.

مطالعه شامل تعیین جنسیت حشرات برای تجزیه و تحلیل پویای جمعیت آنها بود.

farmers often sex their livestock for better management.

کشاورزان اغلب دام های خود را برای مدیریت بهتر مورد جنسیت قرار می دهند.

we need to sex the plants to determine their flowering patterns.

ما باید گیاهان را برای تعیین الگوهای گلدهی آنها مورد جنسیت قرار دهیم.

the laboratory specializes in sexing various species of reptiles.

آزمایشگاه در تعیین جنسیت گونه های مختلف خزندگان تخصص دارد.

before breeding, it's essential to have the rats sexed accurately.

قبل از تولید مثل، ضروری است که موش ها به طور دقیق مورد جنسیت قرار گیرند.

she sexed the baby birds to know which ones to keep.

او پرندگان نوزاد را مورد جنسیت قرار داد تا بداند کدام یک را نگه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید