unsexed individual
فرد غیر جنسیتدار
unsexed specimen
نمونه غیر جنسیتدار
unsexed animal
حیوان غیر جنسیتدار
unsexed plant
گیاه غیر جنسیتدار
unsexed organism
ارگانیسم غیر جنسیتدار
unsexed population
جمعیت غیر جنسیتدار
unsexed group
گروه غیر جنسیتدار
unsexed sample
نمونه غیر جنسیتدار
unsexed larvae
لارو غیر جنسیتدار
unsexed fish
ماهی غیر جنسیتدار
the unsexed chicks were difficult to identify.
بالغ بودن جوجههای غیرجنسیتشده تشخیص آنها را دشوار میکرد.
unsexed fish are often used in breeding programs.
ماهیهای غیرجنسیتشده اغلب در برنامههای پرورش استفاده میشوند.
he prefers unsexed pets for easier care.
او ترجیح میدهد حیوانات خانگی غیرجنسیتشده را به دلیل مراقبت آسانتر داشته باشد.
the unsexed plants were labeled for research.
گیاهان غیرجنسیتشده برای تحقیق برچسبگذاری شدند.
unsexed animals can be less aggressive.
حیوانات غیرجنسیتشده ممکن است کمتر تهاجمی باشند.
they decided to keep the unsexed rabbits together.
تصمیم گرفتند خرگوشهای غیرجنسیتشده را کنار هم نگه دارند.
unsexed insects are often easier to manage in labs.
حشرات غیرجنسیتشده اغلب در آزمایشگاهها مدیریت آنها آسانتر است.
many breeders prefer unsexed animals for their programs.
بسیاری از پرورشدهندگان ترجیح میدهند حیوانات غیرجنسیتشده را برای برنامههای خود داشته باشند.
unsexed specimens can provide valuable data.
نمونههای غیرجنسیتشده میتوانند دادههای ارزشمندی ارائه دهند.
she studied the behavior of unsexed frogs.
او رفتار قورباغههای غیرجنسیتشده را مطالعه کرد.
unsexed individual
فرد غیر جنسیتدار
unsexed specimen
نمونه غیر جنسیتدار
unsexed animal
حیوان غیر جنسیتدار
unsexed plant
گیاه غیر جنسیتدار
unsexed organism
ارگانیسم غیر جنسیتدار
unsexed population
جمعیت غیر جنسیتدار
unsexed group
گروه غیر جنسیتدار
unsexed sample
نمونه غیر جنسیتدار
unsexed larvae
لارو غیر جنسیتدار
unsexed fish
ماهی غیر جنسیتدار
the unsexed chicks were difficult to identify.
بالغ بودن جوجههای غیرجنسیتشده تشخیص آنها را دشوار میکرد.
unsexed fish are often used in breeding programs.
ماهیهای غیرجنسیتشده اغلب در برنامههای پرورش استفاده میشوند.
he prefers unsexed pets for easier care.
او ترجیح میدهد حیوانات خانگی غیرجنسیتشده را به دلیل مراقبت آسانتر داشته باشد.
the unsexed plants were labeled for research.
گیاهان غیرجنسیتشده برای تحقیق برچسبگذاری شدند.
unsexed animals can be less aggressive.
حیوانات غیرجنسیتشده ممکن است کمتر تهاجمی باشند.
they decided to keep the unsexed rabbits together.
تصمیم گرفتند خرگوشهای غیرجنسیتشده را کنار هم نگه دارند.
unsexed insects are often easier to manage in labs.
حشرات غیرجنسیتشده اغلب در آزمایشگاهها مدیریت آنها آسانتر است.
many breeders prefer unsexed animals for their programs.
بسیاری از پرورشدهندگان ترجیح میدهند حیوانات غیرجنسیتشده را برای برنامههای خود داشته باشند.
unsexed specimens can provide valuable data.
نمونههای غیرجنسیتشده میتوانند دادههای ارزشمندی ارائه دهند.
she studied the behavior of unsexed frogs.
او رفتار قورباغههای غیرجنسیتشده را مطالعه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید