unsexed

[ایالات متحده]/ʌnˈsɛkst/
[بریتانیا]/ʌnˈsɛkst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از دست دادن ویژگی‌های جنسی

عبارات و ترکیب‌ها

unsexed individual

فرد غیر جنسیت‌دار

unsexed specimen

نمونه غیر جنسیت‌دار

unsexed animal

حیوان غیر جنسیت‌دار

unsexed plant

گیاه غیر جنسیت‌دار

unsexed organism

ارگانیسم غیر جنسیت‌دار

unsexed population

جمعیت غیر جنسیت‌دار

unsexed group

گروه غیر جنسیت‌دار

unsexed sample

نمونه غیر جنسیت‌دار

unsexed larvae

لارو غیر جنسیت‌دار

unsexed fish

ماهی غیر جنسیت‌دار

جملات نمونه

the unsexed chicks were difficult to identify.

بالغ بودن جوجه‌های غیرجنسیت‌شده تشخیص آنها را دشوار می‌کرد.

unsexed fish are often used in breeding programs.

ماهی‌های غیرجنسیت‌شده اغلب در برنامه‌های پرورش استفاده می‌شوند.

he prefers unsexed pets for easier care.

او ترجیح می‌دهد حیوانات خانگی غیرجنسیت‌شده را به دلیل مراقبت آسان‌تر داشته باشد.

the unsexed plants were labeled for research.

گیاهان غیرجنسیت‌شده برای تحقیق برچسب‌گذاری شدند.

unsexed animals can be less aggressive.

حیوانات غیرجنسیت‌شده ممکن است کمتر تهاجمی باشند.

they decided to keep the unsexed rabbits together.

تصمیم گرفتند خرگوش‌های غیرجنسیت‌شده را کنار هم نگه دارند.

unsexed insects are often easier to manage in labs.

حشرات غیرجنسیت‌شده اغلب در آزمایشگاه‌ها مدیریت آنها آسان‌تر است.

many breeders prefer unsexed animals for their programs.

بسیاری از پرورش‌دهندگان ترجیح می‌دهند حیوانات غیرجنسیت‌شده را برای برنامه‌های خود داشته باشند.

unsexed specimens can provide valuable data.

نمونه‌های غیرجنسیت‌شده می‌توانند داده‌های ارزشمندی ارائه دهند.

she studied the behavior of unsexed frogs.

او رفتار قورباغه‌های غیرجنسیت‌شده را مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید