shadiest

[ایالات متحده]/[ˈʃeɪdɪst]/
[بریتانیا]/[ˈʃeɪdɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشترین سایه‌ای؛ نامناسب یا مشکوک؛ در یا زیر سایه قرار گرفته؛ مربوط به یا ویژگی سایه.

عبارات و ترکیب‌ها

shadiest deal

پرخطرترین معامله

shadiest character

شخصیت پرخطرترین

shadiest corner

گوشه پرخطرترین

shadiest motive

动机 پرخطرترین

being shadiest

در حال باشندن پرخطرترین

shadiest place

مکان پرخطرترین

felt shadiest

احساس پرخطرترین

most shadiest

بیشترین پرخطرترین

shadiest move

حرکت پرخطرترین

found shadiest

پیدا کردن پرخطرترین

جملات نمونه

that was the shadiest deal i've ever seen in my life.

این معامله تاریکترینی بود که تا به حال دیده‌ام.

he's got a reputation for being the shadiest character in town.

او به خاطر بودن تاریکترین شخص در شهر شهرت دارد.

the shadiest part of the investigation was the missing evidence.

تاریکترین بخش تحقیق، شواهد گم شده بود.

i wouldn't trust him; he's got the shadiest business practices.

من به او اعتماد نمی‌کردم؛ او دارای روش‌های کسب و کار تاریکترین است.

the shadiest corner of the market was full of counterfeit goods.

تاریکترین گوشه بازار پر از کالاهای نسخه‌های کپی بود.

it was a shady business from the very beginning.

این کسب و کار از ابتدا تاریک بود.

the shadiest politician accepted bribes without hesitation.

تاریکترین سیاستمدار بدون تردید رشوه می‌گرفت.

she made a shady offer that seemed too good to be true.

او یک پیشنهاد تاریک ارائه کرد که به نظر می‌رسید خیلی خوب باشد تا واقعی باشد.

he was involved in some pretty shady dealings with the gang.

او در برخی معاملات تاریک با گروه مشارکت داشت.

the shadiest website promised easy money with no effort.

تاریکترین وب‌سایت پول آسان را بدون تلاش وعده می‌داد.

the whole situation felt shady and suspicious to me.

کل این وضعیت به نظر من تاریک و مشکوک بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید