shallow-water

[ایالات متحده]/[ˈʃæləʊ ˈwɔːtə]/
[بریتانیا]/[ˈʃæloʊ ˈwɔːtər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه آب کم عمق نزدیک ساحل؛ آبی با عمق نسبتاً کم.
adj. قرار گرفته در یا مربوط به آب کم عمق.

عبارات و ترکیب‌ها

shallow-water fishing

صیادی در آب‌های سığ

shallow-water habitat

محیط زیست آب‌های سığ

shallow-water species

گونه‌های آب‌های سığ

جملات نمونه

the sailboat skimmed across the shallow-water reef.

کشتی بادباده در روی ریف آب سطحی پرچم زد.

we enjoyed wading in the warm, shallow-water shoreline.

ما لذت بردیم که در ساحل آب سطحی گرم پای در می‌گذاشته‌ایم.

the diver explored the shallow-water ecosystem with great care.

غواص با دقت زیاد اکوسیستم آب سطحی را کاوش کرد.

shallow-water fishing is popular in this coastal region.

چیتک‌گیری در آب سطحی در این منطقه ساحلی محبوب است.

the research focused on shallow-water marine life.

تحقیق روی زیست‌شناسی دریایی در آب سطحی متمرکز بود.

strong currents can exist even in shallow-water areas.

جریان‌های قوی در مناطق آب سطحی نیز ممکن است وجود داشته باشند.

the boat ran aground in the shallow-water channel.

کشتی در کانال آب سطحی به ساحل خورد.

we saw many starfish in the shallow-water tide pools.

ما در استخرهای جزر و مد آب سطحی زیادی ستاره‌های دریایی دیدیم.

the shallow-water habitat supports a diverse range of species.

محیط زیست آب سطحی یک محدوده گسترده‌ای از گونه‌ها را حمایت می‌کند.

protecting shallow-water environments is crucial for coastal health.

حفاظت از محیط‌های آب سطحی برای سلامت ساحلی حیاتی است.

the kayak easily navigated the calm, shallow-water bay.

کاјاک به راحتی در خلیج آب سطحی آرام راه یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید