shamefacedly

[ایالات متحده]/'ʃeim'feisədli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با حس شرمندگی یا خجالت

عبارات و ترکیب‌ها

looked shamefacedly

ظاهراً شرمسنده

apologized shamefacedly

با شرمندگی عذرخواهی کرد

blushed shamefacedly

با شرمندگی سرخ شد

admitted shamefacedly

با شرمندگی اعتراف کرد

نمونه‌های واقعی

" I suppose you know what I've come about, " she said, a little shamefacedly.

من حدس می‌زنم می‌دانید چرا آمده‌ام،

منبع: Anne of Green Gables (Original Version)

While these things were being said, however, I became shamefacedly aware of a current setting in of its own accord and carrying everything forward to an end of its own.

در حالی که این حرف‌ها گفته می‌شدند، من به طور شرم‌آوری متوجه شدم که یک جریان به طور خودکار در حال شکل‌گیری است و همه چیز را به سمت یک پایان خاص پیش می‌برد.

منبع: A room of one's own.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید