looked shamefacedly
ظاهراً شرمسنده
apologized shamefacedly
با شرمندگی عذرخواهی کرد
blushed shamefacedly
با شرمندگی سرخ شد
admitted shamefacedly
با شرمندگی اعتراف کرد
" I suppose you know what I've come about, " she said, a little shamefacedly.
من حدس میزنم میدانید چرا آمدهام،
منبع: Anne of Green Gables (Original Version)While these things were being said, however, I became shamefacedly aware of a current setting in of its own accord and carrying everything forward to an end of its own.
در حالی که این حرفها گفته میشدند، من به طور شرمآوری متوجه شدم که یک جریان به طور خودکار در حال شکلگیری است و همه چیز را به سمت یک پایان خاص پیش میبرد.
منبع: A room of one's own.looked shamefacedly
ظاهراً شرمسنده
apologized shamefacedly
با شرمندگی عذرخواهی کرد
blushed shamefacedly
با شرمندگی سرخ شد
admitted shamefacedly
با شرمندگی اعتراف کرد
" I suppose you know what I've come about, " she said, a little shamefacedly.
من حدس میزنم میدانید چرا آمدهام،
منبع: Anne of Green Gables (Original Version)While these things were being said, however, I became shamefacedly aware of a current setting in of its own accord and carrying everything forward to an end of its own.
در حالی که این حرفها گفته میشدند، من به طور شرمآوری متوجه شدم که یک جریان به طور خودکار در حال شکلگیری است و همه چیز را به سمت یک پایان خاص پیش میبرد.
منبع: A room of one's own.لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید