shamming behavior
رفتار ریاکارانه
shamming process
فرآیند ریاکارانه
shamming technique
تکنیک ریاکارانه
shamming strategy
استراتژی ریاکارانه
shamming response
واکنش ریاکارانه
shamming effect
اثر ریاکارانه
shamming tactic
تاکتیک ریاکارانه
shamming attitude
نگاه ریاکارانه
shamming claim
ادعای ریاکارانه
shamming action
اقدام ریاکارانه
he was accused of shamming his injuries to avoid work.
او متهم به تظاهر به جراحات خود برای اجتناب از کار شد.
shamming is not a good way to gain sympathy from others.
تظاهر کردن راه خوبی برای جلب ترحم دیگران نیست.
she realized that shamming her illness would only lead to more problems.
او متوجه شد که تظاهر به بیماری او فقط منجر به مشکلات بیشتر خواهد شد.
shamming can damage your credibility in the long run.
تظاهر کردن میتواند اعتبار شما را در درازمدت خدشهدار کند.
he was caught shamming during the game and was disqualified.
او در حین بازی هنگام تظاهر کردن دستگیر شد و از مسابقات حذف شد.
shamming for attention is often viewed negatively by peers.
تظاهر کردن برای جلب توجه اغلب به طور منفی توسط همسالان تلقی می شود.
they accused him of shamming to get out of his responsibilities.
آنها او را به تظاهر برای فرار از مسئولیت هایش متهم کردند.
shamming can have serious consequences in professional settings.
تظاهر کردن می تواند عواقب جدی در محیط های حرفه ای داشته باشد.
she was shamming her way through the project, hoping no one would notice.
او در حال تظاهر کردن در طول پروژه بود و امیدوار بود کسی متوجه نشود.
shamming is often a cry for help rather than a genuine condition.
تظاهر کردن اغلب فریاد کمک است تا یک وضعیت واقعی.
shamming behavior
رفتار ریاکارانه
shamming process
فرآیند ریاکارانه
shamming technique
تکنیک ریاکارانه
shamming strategy
استراتژی ریاکارانه
shamming response
واکنش ریاکارانه
shamming effect
اثر ریاکارانه
shamming tactic
تاکتیک ریاکارانه
shamming attitude
نگاه ریاکارانه
shamming claim
ادعای ریاکارانه
shamming action
اقدام ریاکارانه
he was accused of shamming his injuries to avoid work.
او متهم به تظاهر به جراحات خود برای اجتناب از کار شد.
shamming is not a good way to gain sympathy from others.
تظاهر کردن راه خوبی برای جلب ترحم دیگران نیست.
she realized that shamming her illness would only lead to more problems.
او متوجه شد که تظاهر به بیماری او فقط منجر به مشکلات بیشتر خواهد شد.
shamming can damage your credibility in the long run.
تظاهر کردن میتواند اعتبار شما را در درازمدت خدشهدار کند.
he was caught shamming during the game and was disqualified.
او در حین بازی هنگام تظاهر کردن دستگیر شد و از مسابقات حذف شد.
shamming for attention is often viewed negatively by peers.
تظاهر کردن برای جلب توجه اغلب به طور منفی توسط همسالان تلقی می شود.
they accused him of shamming to get out of his responsibilities.
آنها او را به تظاهر برای فرار از مسئولیت هایش متهم کردند.
shamming can have serious consequences in professional settings.
تظاهر کردن می تواند عواقب جدی در محیط های حرفه ای داشته باشد.
she was shamming her way through the project, hoping no one would notice.
او در حال تظاهر کردن در طول پروژه بود و امیدوار بود کسی متوجه نشود.
shamming is often a cry for help rather than a genuine condition.
تظاهر کردن اغلب فریاد کمک است تا یک وضعیت واقعی.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید