shamming

[ایالات متحده]/ʃæmɪŋ/
[بریتانیا]/ʃæmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تظاهر کردن یا وانمود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

shamming behavior

رفتار ریاکارانه

shamming process

فرآیند ریاکارانه

shamming technique

تکنیک ریاکارانه

shamming strategy

استراتژی ریاکارانه

shamming response

واکنش ریاکارانه

shamming effect

اثر ریاکارانه

shamming tactic

تاکتیک ریاکارانه

shamming attitude

نگاه ریاکارانه

shamming claim

ادعای ریاکارانه

shamming action

اقدام ریاکارانه

جملات نمونه

he was accused of shamming his injuries to avoid work.

او متهم به تظاهر به جراحات خود برای اجتناب از کار شد.

shamming is not a good way to gain sympathy from others.

تظاهر کردن راه خوبی برای جلب ترحم دیگران نیست.

she realized that shamming her illness would only lead to more problems.

او متوجه شد که تظاهر به بیماری او فقط منجر به مشکلات بیشتر خواهد شد.

shamming can damage your credibility in the long run.

تظاهر کردن می‌تواند اعتبار شما را در درازمدت خدشه‌دار کند.

he was caught shamming during the game and was disqualified.

او در حین بازی هنگام تظاهر کردن دستگیر شد و از مسابقات حذف شد.

shamming for attention is often viewed negatively by peers.

تظاهر کردن برای جلب توجه اغلب به طور منفی توسط همسالان تلقی می شود.

they accused him of shamming to get out of his responsibilities.

آنها او را به تظاهر برای فرار از مسئولیت هایش متهم کردند.

shamming can have serious consequences in professional settings.

تظاهر کردن می تواند عواقب جدی در محیط های حرفه ای داشته باشد.

she was shamming her way through the project, hoping no one would notice.

او در حال تظاهر کردن در طول پروژه بود و امیدوار بود کسی متوجه نشود.

shamming is often a cry for help rather than a genuine condition.

تظاهر کردن اغلب فریاد کمک است تا یک وضعیت واقعی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید