| صفت یا فعل حال استمراری | humiliating |
a humiliating climbdown by the government over economic policy.
یک عقبنشینی تحقیرآمیز دولت در مورد سیاستهای اقتصادی
The battle ended in a humiliating defeat.
نبرد با شکست تحقیرآمیزی پایان یافت.
The whole experience was somewhat humiliating for us.
کل تجربه برای ما تا حدودی تحقیرآمیز بود.
they forced the club into a humiliating and expensive special general meeting.
آنها باشگاه را مجبور به برگزاری یک مجمع عمومی ویژه تحقیرآمیز و پرهزینه کردند.
The first meetings went off with a certain humiliating clumsiness. Neither Winifred not her instructress had any social grace.
جلسات اول با نوعی دست و پا چلفتی تحقیرآمیز برگزار شد. نه وینفرد و نه مربی او هیچ نوع نزاکت اجتماعی نداشتند.
a humiliating climbdown by the government over economic policy.
یک عقبنشینی تحقیرآمیز دولت در مورد سیاستهای اقتصادی
The battle ended in a humiliating defeat.
نبرد با شکست تحقیرآمیزی پایان یافت.
The whole experience was somewhat humiliating for us.
کل تجربه برای ما تا حدودی تحقیرآمیز بود.
they forced the club into a humiliating and expensive special general meeting.
آنها باشگاه را مجبور به برگزاری یک مجمع عمومی ویژه تحقیرآمیز و پرهزینه کردند.
The first meetings went off with a certain humiliating clumsiness. Neither Winifred not her instructress had any social grace.
جلسات اول با نوعی دست و پا چلفتی تحقیرآمیز برگزار شد. نه وینفرد و نه مربی او هیچ نوع نزاکت اجتماعی نداشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید