shaves

[ایالات متحده]/ʃeɪvz/
[بریتانیا]/ʃeɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مو را با تیغ حذف می‌کند؛ چوب یا مواد دیگر را نازک می‌برد؛ به آرامی یا سطحی عبور کردن

عبارات و ترکیب‌ها

shaves close

به خوبی و نزدیک تراشیده می شود

shaves time

صرفه‌جویی در زمان

shaves off

حذف می‌کند

shaves daily

روزانه تراشیده می شود

shaves quickly

به سرعت تراشیده می شود

shaves neatly

به طور مرتب تراشیده می شود

shaves regularly

به طور منظم تراشیده می شود

shaves smoothly

به طور صاف تراشیده می شود

shaves thoroughly

به طور کامل تراشیده می شود

shaves effortlessly

بدون زحمت تراشیده می شود

جملات نمونه

he shaves every morning before work.

او هر روز صبح قبل از رفتن به سر کار، صورت خود را می‌تراشد.

she shaves her legs in the summer.

او در تابستان، پاهايش را می‌تراشد.

the barber shaves customers with precision.

آرایشگر مشتریان را با دقت می‌تراشد.

he shaves his beard to maintain a clean look.

او برای داشتن ظاهری آراسته، سبیل خود را می‌تراشد.

she shaves her hair very short.

او موهایش را خیلی کوتاه می‌کند.

he shaves using a straight razor for a closer shave.

او برای تراشی بهتر از تیغ مستقیم استفاده می‌کند.

she always shaves before a big event.

او همیشه قبل از یک رویداد مهم، صورت خود را می‌تراشد.

he prefers to use an electric shaver because it’s quicker.

او ترجیح می‌دهد از یک دستگاه برقی استفاده کند زیرا سریع‌تر است.

she shaves every few days to keep her skin smooth.

او هر چند روز یکبار صورت خود را می‌تراشد تا پوستش صاف بماند.

he shaves with shaving cream to avoid irritation.

او برای جلوگیری از تحریک، با کرم ریش‌تراشی صورت خود را می‌تراشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید