shillelaghs

[ایالات متحده]/ʃɪˈleɪli/
[بریتانیا]/ʃɪˈleɪlə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک چوب یا چماق چوبی، معمولاً ساخته شده از سیاه‌خاری یا بلوط، که به عنوان سلاح یا برای پیاده‌روی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

shillelagh fight

نبرد شیل‌له‌گاخ

shillelagh stick

چوب شیل‌له‌گاخ

shillelagh tradition

آداب و رسوم شیل‌له‌گاخ

shillelagh dance

رقص شیل‌له‌گاخ

shillelagh battle

جنگ شیل‌له‌گاخ

shillelagh legend

افسانه شیل‌له‌گاخ

shillelagh lore

دانش و خرد شیل‌له‌گاخ

shillelagh culture

فرهنگ شیل‌له‌گاخ

shillelagh weapon

سلاح شیل‌له‌گاخ

جملات نمونه

he walked down the street carrying a shillelagh.

او در حالی که چوب دستی (شیلللگ) حمل می‌کرد، در خیابان قدم زد.

the old man used his shillelagh to support himself.

مرد مسن از چوب دستی (شیلللگ) برای حمایت از خود استفاده کرد.

in the traditional irish dance, a shillelagh is often featured.

در رقص سنتی ایرلندی، چوب دستی (شیلللگ) اغلب به نمایش گذاشته می‌شود.

he swung his shillelagh in a playful manner.

او به روشی بازیگوشانه چوب دستی (شیلللگ) را به حرکت درآورد.

the shillelagh is a symbol of irish heritage.

چوب دستی (شیلللگ) نمادی از میراث ایرلندی است.

during the festival, people carried shillelaghs as part of the celebration.

در طول جشنواره، مردم چوب دستی (شیلللگ) را به عنوان بخشی از جشن حمل می‌کردند.

he fashioned a shillelagh from a sturdy branch.

او یک چوب دستی (شیلللگ) از یک شاخه محکم ساخت.

they told stories of ancient warriors wielding shillelaghs.

آنها داستان‌هایی از جنگجویان باستانی که چوب دستی (شیلللگ) حمل می‌کردند تعریف کردند.

a shillelagh can be both a weapon and a walking stick.

چوب دستی (شیلللگ) می‌تواند هم یک سلاح و هم یک چوب عصا باشد.

he gifted his grandson a beautifully carved shillelagh.

او یک چوب دستی (شیلللگ) حکاکی شده زیبا به نوه خود هدیه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید