shilly-shallying around
چرخیدن بیهدف
stop shilly-shallying
شلیشالی کردن را متوقف کن
avoid shilly-shally
از شلیشالی کردن اجتناب کن
shilly-shallying about
چرخیدن بیهدف
don't shilly-shally
شلیشالی نکن
shilly-shally no more
دیگر شلیشالی نکن
after shilly-shallying
بعد از شلیشالی کردن
stop shilly-shally
شلیشالی کردن را متوقف کن
shilly-shallying now
حالا در حال شلیشالی کردن
without shilly-shally
بدون شلیشالی
don't shilly-shally about making a decision; just choose one.
نباید در مورد تصمیمگیری تعلل کرد؛ فقط یکی را انتخاب کنید.
the politician shilly-shallyed on the issue, avoiding a clear stance.
آن سیاستمدار در این موضوع تعلل کرد و از اتخاذ موضع روشن خودداری کرد.
we can't shilly-shally around; we need to act quickly.
نمیتوانیم تعلل کنیم؛ باید سریع عمل کنیم.
stop shilly-shallying and tell me what you want!
توقف تعلل و به من بگویید چه میخواهید!
the team shilly-shallyed with their strategy, losing valuable time.
تیم در مورد استراتژی خود تعلل کرد و زمان ارزشمندی را از دست داد.
he shilly-shallyed before accepting the job offer.
او قبل از پذیرفتن پیشنهاد شغلی تعلل کرد.
don't shilly-shally with the details; get straight to the point.
نباید در مورد جزئیات تعلل کرد؛ مستقیماً به اصل مطلب بروید.
she shilly-shallyed about asking for a raise.
او در مورد درخواست افزایش حقوق تعلل کرد.
the negotiations were stalled because they kept shilly-shallying.
به دلیل اینکه آنها به تعلل ادامه میدادند، مذاکرات متوقف شد.
we need to avoid shilly-shallying and move forward with the project.
ما باید از تعلل خودداری کنیم و با پروژه به جلو برویم.
stop shilly-shallying; make up your mind!
توقف تعلل؛ تصمیم بگیر!
shilly-shallying around
چرخیدن بیهدف
stop shilly-shallying
شلیشالی کردن را متوقف کن
avoid shilly-shally
از شلیشالی کردن اجتناب کن
shilly-shallying about
چرخیدن بیهدف
don't shilly-shally
شلیشالی نکن
shilly-shally no more
دیگر شلیشالی نکن
after shilly-shallying
بعد از شلیشالی کردن
stop shilly-shally
شلیشالی کردن را متوقف کن
shilly-shallying now
حالا در حال شلیشالی کردن
without shilly-shally
بدون شلیشالی
don't shilly-shally about making a decision; just choose one.
نباید در مورد تصمیمگیری تعلل کرد؛ فقط یکی را انتخاب کنید.
the politician shilly-shallyed on the issue, avoiding a clear stance.
آن سیاستمدار در این موضوع تعلل کرد و از اتخاذ موضع روشن خودداری کرد.
we can't shilly-shally around; we need to act quickly.
نمیتوانیم تعلل کنیم؛ باید سریع عمل کنیم.
stop shilly-shallying and tell me what you want!
توقف تعلل و به من بگویید چه میخواهید!
the team shilly-shallyed with their strategy, losing valuable time.
تیم در مورد استراتژی خود تعلل کرد و زمان ارزشمندی را از دست داد.
he shilly-shallyed before accepting the job offer.
او قبل از پذیرفتن پیشنهاد شغلی تعلل کرد.
don't shilly-shally with the details; get straight to the point.
نباید در مورد جزئیات تعلل کرد؛ مستقیماً به اصل مطلب بروید.
she shilly-shallyed about asking for a raise.
او در مورد درخواست افزایش حقوق تعلل کرد.
the negotiations were stalled because they kept shilly-shallying.
به دلیل اینکه آنها به تعلل ادامه میدادند، مذاکرات متوقف شد.
we need to avoid shilly-shallying and move forward with the project.
ما باید از تعلل خودداری کنیم و با پروژه به جلو برویم.
stop shilly-shallying; make up your mind!
توقف تعلل؛ تصمیم بگیر!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید