shirtless

[ایالات متحده]/[ˈʃɜːtləs]/
[بریتانیا]/[ˈʃɜːrtləs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون یک پیرس؛ چشمه گرفته؛ گردن باز.

عبارات و ترکیب‌ها

shirtless wonder

معجزه بدون کمیس

shirtless beach

浜 without shirt

feeling shirtless

احساس بدون کمیس

shirtless man

مرد بدون کمیس

shirtless summer

تابستان بدون کمیس

shirtless photo

عکس بدون کمیس

shirtless look

نگاه بدون کمیس

becoming shirtless

در حال شدن بدون کمیس

shirtless style

سبک بدون کمیس

quite shirtless

خیلی بدون کمیس

جملات نمونه

he strolled along the beach, completely shirtless.

او به روی دریا پیاده روی می‌کرد و کاملاً بدون کمیس بود.

the lifeguard was shirtless and tanned from the sun.

نگهبان دریا بدون کمیس و پوست تان بود.

the actor appeared shirtless in the music video.

بازیگر بدون کمیس در ویدیو موسیقی ظاهر شد.

he dove into the pool, still shirtless.

او به استخر غرق شد و هنوز بدون کمیس بود.

the surfer was shirtless and riding a wave.

سوار دریا بدون کمیس و روی یک امواج رانده می‌شد.

the statue depicted a muscular man shirtless.

موزه یک مرد عضلانی بدون کمیس را نمایش می‌داد.

he felt the breeze on his skin, shirtless and free.

او احساس باد روی پوستش را داشت، بدون کمیس و آزاد.

the athlete trained shirtless in the heat.

ورزشکار بدون کمیس در گرما تمرین می‌کرد.

the painting showed a shirtless man by the fire.

نقاشی یک مرد بدون کمیس در کنار آتش را نشان می‌داد.

he was shirtless and covered in sand after the game.

پس از بازی، او بدون کمیس و پوشیده از ریگ بود.

the model posed shirtless for the magazine cover.

مدل بدون کمیس برای جلد مجله پوز داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید