shivered

[ایالات متحده]/ˈʃɪvəd/
[بریتانیا]/ˈʃɪvərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و participle گذشته shiver؛ به آرامی لرزیدن به دلیل سرما یا ترس

عبارات و ترکیب‌ها

shivered with fear

با ترس لرزید

shivered in cold

در سرما لرزید

shivered with excitement

با هیجان لرزید

shivered in fear

با ترس لرزید

shivered from fright

از ترس لرزید

shivered in delight

با خوشحالی لرزید

shivered with anticipation

با انتظار لرزید

shivered with joy

با شادی لرزید

جملات نمونه

she shivered in the cold wind.

او در برابر باد سرد لرزید.

the child shivered with fear during the storm.

کودک در طول طوفان از ترس لرزید.

he shivered at the thought of the dark alley.

او با فکر کردن به کوچه تاریک لرزید.

she shivered when she heard the ghost story.

او وقتی داستان ارواح را شنید لرزید.

the dog shivered as it waited for its owner.

سگ در حالی که منتظر صاحبش بود لرزید.

he shivered with excitement before the performance.

او قبل از اجرا با هیجان لرزید.

she shivered slightly when the temperature dropped.

او کمی لرزید وقتی دما کاهش یافت.

they shivered together under the blanket.

آنها زیر پتو با هم لرزیدند.

the sound of the thunder made him shiver.

صدای رعد و برق باعث شد او لرزید.

she shivered at the unexpected touch.

او با لمس غیرمنتظره لرزید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید