tie your shoelaces
ببندید بند کفشهایتان
loose shoelace
بند کفش شل
untied shoelace
بند کفش باز
The shoelace caught on the tongue of his shoe.
زیره کفش به زبانه کفشش گیر کرد.
I bent down and tied my shoelace.
خم شدم و بند کفشم را بستم.
Hurry up. Tie up your shoelaces; we are late.
سریع شو. بند کفشهایت را ببند؛ ما دیر کردیم.
he stopped to fasten his shoelace and seemed to be making quite a performance of it.
او برای بستن بند کفشش توقف کرد و به نظر میرسید که یک نمایش بزرگ از آن ارائه میدهد.
Dangly and/or string-like things such as shoelaces, cords, gold chains, and dental floss (& Q-tips) also make excellent toys.
اشیای آویزان و/یا شبیه به نخ مانند مانند بند کفش، سیم، زنجیر طلایی و نخ دندان (& Q-tips) نیز اسباب بازیهای خوبی هستند.
She tied her shoelaces before going for a run.
او قبل از دویدن، بند کفشهایش را بست.
He tripped over his untied shoelace.
او به دلیل بند کفش بازش زمین خورد.
The shoelace on his sneaker broke, so he had to replace it.
بند کفشش پاره شد، بنابراین مجبور شد آن را تعویض کند.
She prefers colorful shoelaces to plain ones.
او بندهای کفش رنگارنگ را به بندهای ساده ترجیح میدهد.
He always double knots his shoelaces to make sure they don't come undone.
او همیشه بند کفشهایش را دو بار گره میزند تا مطمئن شود باز نمیشوند.
The shoelace got tangled in the bike chain.
بند کفش در زنجیر دوچرخه گره خورد.
She bought a new pair of shoelaces to match her new shoes.
او یک جفت بند کفش جدید خرید تا با کفشهای جدیدش مطابقت داشته باشد.
He likes to customize his shoes by changing the shoelaces to match his outfits.
او دوست دارد کفشهای خود را با تغییر بند کفشها تا با لباسهایش مطابقت داشته باشد، شخصیسازی کند.
The child struggled to tie his shoelaces for the first time.
کودک برای اولین بار برای بستن بند کفشهایش تلاش کرد.
She looped the shoelace around the hook to secure it in place.
او بند کفش را دور قلاب حلقه زد تا آن را در جای خود محکم کند.
tie your shoelaces
ببندید بند کفشهایتان
loose shoelace
بند کفش شل
untied shoelace
بند کفش باز
The shoelace caught on the tongue of his shoe.
زیره کفش به زبانه کفشش گیر کرد.
I bent down and tied my shoelace.
خم شدم و بند کفشم را بستم.
Hurry up. Tie up your shoelaces; we are late.
سریع شو. بند کفشهایت را ببند؛ ما دیر کردیم.
he stopped to fasten his shoelace and seemed to be making quite a performance of it.
او برای بستن بند کفشش توقف کرد و به نظر میرسید که یک نمایش بزرگ از آن ارائه میدهد.
Dangly and/or string-like things such as shoelaces, cords, gold chains, and dental floss (& Q-tips) also make excellent toys.
اشیای آویزان و/یا شبیه به نخ مانند مانند بند کفش، سیم، زنجیر طلایی و نخ دندان (& Q-tips) نیز اسباب بازیهای خوبی هستند.
She tied her shoelaces before going for a run.
او قبل از دویدن، بند کفشهایش را بست.
He tripped over his untied shoelace.
او به دلیل بند کفش بازش زمین خورد.
The shoelace on his sneaker broke, so he had to replace it.
بند کفشش پاره شد، بنابراین مجبور شد آن را تعویض کند.
She prefers colorful shoelaces to plain ones.
او بندهای کفش رنگارنگ را به بندهای ساده ترجیح میدهد.
He always double knots his shoelaces to make sure they don't come undone.
او همیشه بند کفشهایش را دو بار گره میزند تا مطمئن شود باز نمیشوند.
The shoelace got tangled in the bike chain.
بند کفش در زنجیر دوچرخه گره خورد.
She bought a new pair of shoelaces to match her new shoes.
او یک جفت بند کفش جدید خرید تا با کفشهای جدیدش مطابقت داشته باشد.
He likes to customize his shoes by changing the shoelaces to match his outfits.
او دوست دارد کفشهای خود را با تغییر بند کفشها تا با لباسهایش مطابقت داشته باشد، شخصیسازی کند.
The child struggled to tie his shoelaces for the first time.
کودک برای اولین بار برای بستن بند کفشهایش تلاش کرد.
She looped the shoelace around the hook to secure it in place.
او بند کفش را دور قلاب حلقه زد تا آن را در جای خود محکم کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید