shorn sheep
گوسفند جزیده
shorn hair
موهای جزیده
shorn locks
گیسهای جزیده
shorn fields
زمینهای جزیده
shorn tree
درخت جزیده
shorn grass
چمن جزیده
shorn mane
مانه جزیده
shorn branches
شاخه های جزیده
shorn foliage
برگ های جزیده
shorn wheat
گندم جزیده
after being shorn, the sheep looked much lighter.
بعد از تراشیدن، گوسفندها خیلی سبکتر به نظر میرسیدند.
he felt shorn of his dignity after the incident.
او بعد از این حادثه احساس کرد که از وقار خود جدا شده است.
the tree was shorn of its leaves by the harsh winter.
درخت در اثر زمستان سخت از برگهایش جدا شد.
she shorn her long hair for a fresh start.
او موهای بلندش را کوتاه کرد تا شروعی دوباره داشته باشد.
his shorn beard made him look much younger.
ریش کوتاه او باعث شد که خیلی جوانتر به نظر برسد.
they shorn the hedges to maintain the garden's shape.
آنها بوتهها را کوتاه کردند تا شکل باغ را حفظ کنند.
feeling shorn of options, he decided to take a risk.
با احساس جدا شدن از گزینهها، او تصمیم گرفت ریسک کند.
the artist's shorn canvas revealed a new perspective.
پارچه شونه شده هنرمند، یک دیدگاه جدید را نشان داد.
the dog was shorn to prepare for the summer heat.
سگ برای آمادگی برای گرمای تابستان کوتاه شد.
he felt shorn of his freedom after being grounded.
او بعد از اینکه محدود شده بود، احساس کرد که از آزادی خود جدا شده است.
shorn sheep
گوسفند جزیده
shorn hair
موهای جزیده
shorn locks
گیسهای جزیده
shorn fields
زمینهای جزیده
shorn tree
درخت جزیده
shorn grass
چمن جزیده
shorn mane
مانه جزیده
shorn branches
شاخه های جزیده
shorn foliage
برگ های جزیده
shorn wheat
گندم جزیده
after being shorn, the sheep looked much lighter.
بعد از تراشیدن، گوسفندها خیلی سبکتر به نظر میرسیدند.
he felt shorn of his dignity after the incident.
او بعد از این حادثه احساس کرد که از وقار خود جدا شده است.
the tree was shorn of its leaves by the harsh winter.
درخت در اثر زمستان سخت از برگهایش جدا شد.
she shorn her long hair for a fresh start.
او موهای بلندش را کوتاه کرد تا شروعی دوباره داشته باشد.
his shorn beard made him look much younger.
ریش کوتاه او باعث شد که خیلی جوانتر به نظر برسد.
they shorn the hedges to maintain the garden's shape.
آنها بوتهها را کوتاه کردند تا شکل باغ را حفظ کنند.
feeling shorn of options, he decided to take a risk.
با احساس جدا شدن از گزینهها، او تصمیم گرفت ریسک کند.
the artist's shorn canvas revealed a new perspective.
پارچه شونه شده هنرمند، یک دیدگاه جدید را نشان داد.
the dog was shorn to prepare for the summer heat.
سگ برای آمادگی برای گرمای تابستان کوتاه شد.
he felt shorn of his freedom after being grounded.
او بعد از اینکه محدود شده بود، احساس کرد که از آزادی خود جدا شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید