shorn

[ایالات متحده]/ʃɔːn/
[بریتانیا]/ʃɔrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی participle از shear
adj. دارای مو یا پشم بریده شده؛ محروم از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

shorn sheep

گوسفند جزیده

shorn hair

موهای جزیده

shorn locks

گیس‌های جزیده

shorn fields

زمین‌های جزیده

shorn tree

درخت جزیده

shorn grass

چمن جزیده

shorn mane

مانه جزیده

shorn branches

شاخه های جزیده

shorn foliage

برگ های جزیده

shorn wheat

گندم جزیده

جملات نمونه

after being shorn, the sheep looked much lighter.

بعد از تراشیدن، گوسفندها خیلی سبک‌تر به نظر می‌رسیدند.

he felt shorn of his dignity after the incident.

او بعد از این حادثه احساس کرد که از وقار خود جدا شده است.

the tree was shorn of its leaves by the harsh winter.

درخت در اثر زمستان سخت از برگ‌هایش جدا شد.

she shorn her long hair for a fresh start.

او موهای بلندش را کوتاه کرد تا شروعی دوباره داشته باشد.

his shorn beard made him look much younger.

ریش کوتاه او باعث شد که خیلی جوان‌تر به نظر برسد.

they shorn the hedges to maintain the garden's shape.

آنها بوته‌ها را کوتاه کردند تا شکل باغ را حفظ کنند.

feeling shorn of options, he decided to take a risk.

با احساس جدا شدن از گزینه‌ها، او تصمیم گرفت ریسک کند.

the artist's shorn canvas revealed a new perspective.

پارچه شونه شده هنرمند، یک دیدگاه جدید را نشان داد.

the dog was shorn to prepare for the summer heat.

سگ برای آمادگی برای گرمای تابستان کوتاه شد.

he felt shorn of his freedom after being grounded.

او بعد از اینکه محدود شده بود، احساس کرد که از آزادی خود جدا شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید