shotted

[ایالات متحده]/ˈʃɒtɪd/
[بریتانیا]/ˈʃɑːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی participle از shot

عبارات و ترکیب‌ها

quick shotted

به سرعت شلیک شده

well shotted

به خوبی شلیک شده

badly shotted

بد شلیک شده

professionally shotted

به صورت حرفه‌ای شلیک شده

rapidly shotted

به سرعت شلیک شده

perfectly shotted

به طور کامل شلیک شده

poorly shotted

ضعیفانه شلیک شده

safely shotted

به طور ایمن شلیک شده

creatively shotted

به طور خلاقانه شلیک شده

strategically shotted

به طور استراتژیک شلیک شده

جملات نمونه

he shotted the ball into the net with precision.

او با دقت توپ را به درون شبکه شوت کرد.

she shotted a stunning photograph of the sunset.

او یک عکس خیره کننده از غروب خورشید گرفت.

the athlete shotted his best score in the competition.

ورزشکار بهترین امتیاز خود را در مسابقه ثبت کرد.

they shotted the film in just three weeks.

آنها فیلم را تنها در سه هفته فیلمبرداری کردند.

he shotted a quick video for social media.

او یک ویدیوی سریع برای رسانه های اجتماعی تهیه کرد.

the photographer shotted the wedding ceremony beautifully.

عکاس مراسم عروسی را به زیبایی ثبت کرد.

she shotted a series of portraits for the exhibition.

او مجموعه‌ای از پرتره‌ها برای نمایشگاه تهیه کرد.

he shotted a scene that captured the essence of the city.

او صحنه ای را ثبت کرد که جوهر شهر را به تصویر می کشید.

they shotted the documentary over several months.

آنها مستند را در طول چند ماه فیلمبرداری کردند.

the director shotted multiple angles for the action scene.

کارگردان زوایای مختلفی را برای صحنه اکشن فیلمبرداری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید