sighs

[ایالات متحده]/[saɪz]/
[بریتانیا]/[saɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیان ناامیدی، آسایش خاطر یا خستگی؛ عمل آه کشیدن.
v. نفس کشیدن آهسته و عمیق، اغلب برای بیان خستگی، ناامیدی یا آسایش خاطر.

عبارات و ترکیب‌ها

she sighs.

او آه می‌کشد.

sighs deeply

با آهی عمیق

sighs of relief

آه تسکین

he sighed.

او آه کشید.

sighing heavily

با آهی سنگین

sighs escaped

آه ها بیرون رفتند.

sighs softly

با آهی آرام

sighs again

باز هم آه می‌کشد.

sighs and smiles

آه می‌کشد و لبخند می‌زند.

sighing now

حالا آه می‌کشد.

جملات نمونه

she sighs deeply, overwhelmed by the amount of work.

او با غرق شدن در حجم کار، با حسرت عمیقی آه می‌کشد.

he sighs with relief after hearing the good news.

او پس از شنیدن اخبار خوب، با آرامش آه می‌کشد.

the teacher sighs, frustrated with the students' lack of progress.

معلم با ناامیدی از عدم پیشرفت دانش‌آموزان، آه می‌کشد.

i sigh heavily, realizing i'm late again.

من با حسرت زیاد آه می‌کشم، متوجه می‌شوم که دوباره دیر کرده‌ام.

she sighs dramatically, hoping to get his attention.

او با نمایشی اغراق‌آمیز آه می‌کشد، امیدوار است که توجه او را جلب کند.

he sighs with contentment as he watches the sunset.

او با رضایت‌نظر به تماشای غروب خورشید، آه می‌کشد.

the old man sighs, remembering his youth.

مرد پیر با یادآوری جوانی‌اش، آه می‌کشد.

she sighs and shakes her head at the ridiculous situation.

او با حسرت سرش را به نشانه‌ی تاسف می‌جنباند و به وضعیت مضحک نگاه می‌کند.

he sighs, acknowledging the inevitable outcome.

او با پذیرش نتیجه اجتناب‌ناپذیر، آه می‌کشد.

she sighs with exhaustion after a long day.

او پس از یک روز طولانی، با خستگی آه می‌کشد.

he sighs, feeling a sense of disappointment.

او با احساس ناامیدی، آه می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید