shrewdly

[ایالات متحده]/'ʃru:dli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز هوشمندانه و زیرکانه; با هوش تیز; با نیرنگ

عبارات و ترکیب‌ها

invest shrewdly

سرمایه‌گذاری باهوشانه

جملات نمونه

She shrewdly invested in the stock market.

او با زیرکی در بازار سهام سرمایه‌گذاری کرد.

He shrewdly negotiated a better deal.

او با زیرکی یک معامله بهتر را مذاکره کرد.

The detective shrewdly solved the case.

مامور پلیس با زیرکی پرونده را حل کرد.

She shrewdly avoided getting caught in the trap.

او با زیرکی از گرفتار شدن در تله جلوگیری کرد.

He shrewdly assessed the situation before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری، وضعیت را با زیرکی ارزیابی کرد.

The businessman shrewdly predicted the market trends.

تاجر با زیرکی روند بازار را پیش‌بینی کرد.

She shrewdly maneuvered through the competitive industry.

او با زیرکی از میان صنعت رقابتی عبور کرد.

He shrewdly outsmarted his opponents in the game.

او با زیرکی حریفان خود را در بازی شکست داد.

The politician shrewdly navigated the political landscape.

سیاستمدار با زیرکی در میان چشم‌انداز سیاسی حرکت کرد.

She shrewdly analyzed the risks involved in the project.

او با زیرکی خطرات مرتبط با پروژه را تجزیه و تحلیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید