shrouding

[ایالات متحده]/ˈʃraʊdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʃraʊdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوشش یا پوشاندن چیزی
v. شکل حال استمراری از shroud؛ پوشاندن یا پنهان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

shrouding mystery

حجاب رمز و راز

shrouding fog

حجاب مه

shrouding darkness

حجاب تاریکی

shrouding veil

حجاب نقاب

shrouding mist

حجاب مه غلیظ

shrouding clouds

حجاب ابرها

shrouding silence

حجاب سکوت

shrouding light

حجاب نور

shrouding shadows

حجاب سایه‌ها

shrouding secrets

حجاب اسرار

جملات نمونه

the mountain was shrouding in thick fog.

کوه در مه غلیظ فرو رفته بود.

shrouding mysteries often attract curious minds.

رازهای پنهان اغلب ذهن های کنجکاو را جذب می کنند.

she felt a sense of shrouding sadness.

او احساس غم و اندوهی پنهان کرد.

the city was shrouding in darkness after the storm.

شهر پس از طوفان در تاریکی فرو رفت.

shrouding the truth can lead to misunderstandings.

پنهان کردن حقیقت می تواند منجر به سوء تفاهم شود.

he walked through the shrouding mist.

او از میان مه غلیظ عبور کرد.

the legend is shrouding in ancient history.

افسانه در تاریخ باستانی ریشه دارد.

shrouding your feelings can be harmful.

پنهان کردن احساساتتان می تواند مضر باشد.

the forest was shrouding in a blanket of snow.

جنگل در برف فرو رفته بود.

shrouding your ambitions can hinder your success.

پنهان کردن جاه طلبی هایتان می تواند مانع موفقیت شما شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید