sickeningly sweet
به طرز ناراحت کننده ای شیرین
sickeningly rich
به طرز ناراحت کننده ای غنی
sickeningly cheesy
به طرز ناراحت کننده ای پنیر مانند
sickeningly predictable
به طرز ناراحت کننده ای قابل پیش بینی
sickeningly perfect
به طرز ناراحت کننده ای عالی
The movie was sickeningly violent.
فیلم به طرز وحشتناکی خشن بود.
She felt sickeningly anxious before the exam.
او قبل از امتحان به طرز ناراحت کننده ای مضطرب بود.
The smell in the room was sickeningly sweet.
بوی اتاق به طرز تهوعآوری شیرین بود.
The news was sickeningly tragic.
اخبار به طرز غم انگیزی تراژیک بود.
Her behavior was sickeningly arrogant.
رفتار او به طرز مشمئز کننده ای مغرورانه بود.
The food was sickeningly greasy.
غذا به طرز تهوعآوری چرب بود.
The room was sickeningly hot.
اتاق به طرز آزاردهنده ای گرم بود.
The music was sickeningly loud.
موسیقی به طرز زننده ای بلند بود.
The color was sickeningly bright.
رنگ به طرز زننده ای روشن بود.
The joke was sickeningly inappropriate.
جک به طرز نامناسبی زننده بود.
I writhed in the grip of the fiery torture, the movement making the pain in my leg flare sickeningly.
من در چنگال شکنجه آتشین به خود میپیچیدم، حرکتی که باعث تشدید درد در پایم به شکلی آزاردهنده میشد.
منبع: Twilight: EclipseThe cracked concrete impacted sickeningly against Gagarin's forehead, leaving him permanently scarred.
بتن ترک خورده به شکلی آزاردهنده به پیشانی گگاریین برخورد کرد و باعث ایجاد جای زخم دائمی بر روی آن شد.
منبع: Biography of Famous Historical FiguresHarry's insides plummeted sickeningly. They were trapped, and outnumbered two to one.
احساسات درونی هری به شکلی آزاردهنده سقوط کردند. آنها گرفتار شده بودند و دو به یک در محاصره بودند.
منبع: 5. Harry Potter and the Order of the PhoenixThat is the most sickeningly sweet thing I have ever experienced.
این شیرینترین و آزاردهندهترین چیزی است که تا به حال تجربه کردهام.
منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 5The afternoon sun, slanting low through the newly leaved trees, spun sickeningly for a few moments in a swirl of gold and green.
آفتاب بعد از ظهر، که به صورت افقی از میان درختان تازه برگدار عبور میکرد، برای چند لحظه به شکلی آزاردهنده به دور خود میچرخید و ترکیبی از طلایی و سبز را ایجاد میکرد.
منبع: Gone with the WindIt all came back to her, the sickeningly hot day of the baby's birth, the agony of fear, the flight and Rhett's desertion.
همه چیز برایش دوباره به یاد آمد، روز آزاردهنده داغ تولد نوزاد، عذاب ترس، فرار و ترک کردن رت.
منبع: Gone with the Windsickeningly sweet
به طرز ناراحت کننده ای شیرین
sickeningly rich
به طرز ناراحت کننده ای غنی
sickeningly cheesy
به طرز ناراحت کننده ای پنیر مانند
sickeningly predictable
به طرز ناراحت کننده ای قابل پیش بینی
sickeningly perfect
به طرز ناراحت کننده ای عالی
The movie was sickeningly violent.
فیلم به طرز وحشتناکی خشن بود.
She felt sickeningly anxious before the exam.
او قبل از امتحان به طرز ناراحت کننده ای مضطرب بود.
The smell in the room was sickeningly sweet.
بوی اتاق به طرز تهوعآوری شیرین بود.
The news was sickeningly tragic.
اخبار به طرز غم انگیزی تراژیک بود.
Her behavior was sickeningly arrogant.
رفتار او به طرز مشمئز کننده ای مغرورانه بود.
The food was sickeningly greasy.
غذا به طرز تهوعآوری چرب بود.
The room was sickeningly hot.
اتاق به طرز آزاردهنده ای گرم بود.
The music was sickeningly loud.
موسیقی به طرز زننده ای بلند بود.
The color was sickeningly bright.
رنگ به طرز زننده ای روشن بود.
The joke was sickeningly inappropriate.
جک به طرز نامناسبی زننده بود.
I writhed in the grip of the fiery torture, the movement making the pain in my leg flare sickeningly.
من در چنگال شکنجه آتشین به خود میپیچیدم، حرکتی که باعث تشدید درد در پایم به شکلی آزاردهنده میشد.
منبع: Twilight: EclipseThe cracked concrete impacted sickeningly against Gagarin's forehead, leaving him permanently scarred.
بتن ترک خورده به شکلی آزاردهنده به پیشانی گگاریین برخورد کرد و باعث ایجاد جای زخم دائمی بر روی آن شد.
منبع: Biography of Famous Historical FiguresHarry's insides plummeted sickeningly. They were trapped, and outnumbered two to one.
احساسات درونی هری به شکلی آزاردهنده سقوط کردند. آنها گرفتار شده بودند و دو به یک در محاصره بودند.
منبع: 5. Harry Potter and the Order of the PhoenixThat is the most sickeningly sweet thing I have ever experienced.
این شیرینترین و آزاردهندهترین چیزی است که تا به حال تجربه کردهام.
منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 5The afternoon sun, slanting low through the newly leaved trees, spun sickeningly for a few moments in a swirl of gold and green.
آفتاب بعد از ظهر، که به صورت افقی از میان درختان تازه برگدار عبور میکرد، برای چند لحظه به شکلی آزاردهنده به دور خود میچرخید و ترکیبی از طلایی و سبز را ایجاد میکرد.
منبع: Gone with the WindIt all came back to her, the sickeningly hot day of the baby's birth, the agony of fear, the flight and Rhett's desertion.
همه چیز برایش دوباره به یاد آمد، روز آزاردهنده داغ تولد نوزاد، عذاب ترس، فرار و ترک کردن رت.
منبع: Gone with the Windلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید