sicknesses

[ایالات متحده]/ˈsɪknəsɪz/
[بریتانیا]/ˈsɪk.nəs.ɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل بیماری؛ تهوع؛ استفراغ؛ ناراحتی

عبارات و ترکیب‌ها

chronic sicknesses

بیماری‌های مزمن

common sicknesses

بیماری‌های شایع

infectious sicknesses

بیماری‌های عفونی

mental sicknesses

بیماری‌های روانی

seasonal sicknesses

بیماری‌های فصلی

serious sicknesses

بیماری‌های جدی

acute sicknesses

بیماری‌های حاد

rare sicknesses

بیماری‌های نادر

chronic mental sicknesses

بیماری‌های روانی مزمن

childhood sicknesses

بیماری‌های دوران کودکی

جملات نمونه

many people suffer from chronic sicknesses.

بسیاری از افراد از بیماری های مزمن رنج می برند.

prevention is key to avoiding common sicknesses.

پیشگیری کلید اجتناب از بیماری های شایع است.

vaccinations can help reduce the spread of sicknesses.

واکسیناسیون می تواند به کاهش انتشار بیماری ها کمک کند.

some sicknesses are more prevalent in certain seasons.

برخی از بیماری ها در فصول خاص بیشتر شایع هستند.

stress can lead to various physical sicknesses.

استرس می تواند منجر به انواع بیماری های جسمی شود.

understanding the symptoms of sicknesses is important.

درک علائم بیماری ها مهم است.

doctors are trained to diagnose different sicknesses.

پزشکان برای تشخیص بیماری های مختلف آموزش دیده اند.

some sicknesses can be easily treated with medication.

برخی از بیماری ها را می توان به راحتی با دارو درمان کرد.

public health initiatives aim to reduce common sicknesses.

ابتکارات بهداشت عمومی با هدف کاهش بیماری های شایع است.

awareness campaigns help educate people about sicknesses.

کمپین های آگاهی رسانی به آموزش مردم در مورد بیماری ها کمک می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید